در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٥ - استفاده از عقل و نقل براى شناخت راه
اشاره شد، هم در اصل دين و هم در روشهايى كه انبيا ارائه دادهاند تحريفهايى رخ داده و اختلافهايى به وجود آمده است. از اين رو در طول تاريخ، پيوسته يكى از كارها و برنامههاى مهم انبيا تصحيح تحريفها و انحرافهاى گذشته بوده است، تا اينكه آخرين پيامبر گرامى، حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله)، كتابى تضمين شده و غير قابل تحريف براى بشر آورد. البته تفصيل و بيان همه مطالبى كه مد نظر خداى متعال و پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) بود در حجم محدود قرآن كريم و دوران كوتاه رسالت آن حضرت ميسر نبود. ازهمينرو پيامبراسلام(صلى الله عليه وآله) تفصيل و تبيين مطالب را بهعهده ائمهاطهار و امامان معصوم(عليهم السلام) گذاشت. بنابراين آنچه بشر براى رسيدن به سعادت در دو جهان به آن نيازمند است اساسش در قرآن كريم وجود دارد و تفاصيلش در سنّت پيامبر و ائمه اطهار(عليهم السلام) آمده است.
و اما مراد از راه عقلى اين است كه به كمك عقل و تحليلهاى عقلى، علائم و امارات كلى راه حق را بشناسيم و محكهايى به دست آوريم كه به وسيله آنها راه صحيح را از باطل تشخيص دهيم.
در اينجا ممكن است اين سؤال و اشكال به ذهن خطور كند كه سخن در «عرفان» است كه امرى قلبى و شهودى است، و عقل سر و كارش با مفاهيم و تفكر و استدلال است، و معرفت عقلى و استدلالى در مقابل معرفت قلبى و شهودى است؛ آنگاه چگونه مىخواهيم در شناخت راه عرفان، از عقل استفاده كنيم؟
پاسخ اين است كه بايد توجه كرد، استفاده از عقل در اينجا براى شناختن راه است نه براى پيمودن آن. به عبارت ديگر، استفاده از عقل بدين منظور است كه راه را به ما نشان بدهد نه اينكه ما را به هدف برساند. بلى، در عرفان آنچه بايد ما را به هدف برساند و با آن بايد طىّ مقصد كنيم، البته دل است؛ ولى عقل مىتواند كمك كند كه دل، خودِ مقصد و راه را بشناسد، همچنان كه نقل نيز مىتواند همين نقش را ايفا كند. همانگونه كه در روش نقلى، نقلِ رهروان صادقى كه اين راه را پيمودهاند، مىتواند در شناختن راه به ما كمك كند، در روش عقلى هم در پى آنيم كه عقل، راه را به ما بنمايد.