در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٥ - حقيقت كشف و مكاشفه
لطف ويژه دارد؟ و بالاخره ثالثاً، اگر كسى واقعاً از كشف و كرامت الهى برخوردار بود و در اثر لطف و عنايت خاص خداوند قدرت داشت كه كارهاى خارق العاده انجام دهد، آيا اين امر دليل بر اين مىشود كه تمام حرفها و مطالبى كه مىگويد و اعتقاد دارد درست است و بايد چشم و گوش بسته آنها را پذيرفت و سر تسليم در برابرشان فرود آورد؟ اين پرسشها مهمترين سؤالاتى است كه پيرامون مسأله كشف و كرامت وجود دارد و تا به يك يك آنها پاسخ روشنى داده نشود، راه سوء استفادههايى كه از اين مسأله مىشود مسدود نخواهد شد.
حقيقت كشف و مكاشفه
در مورد اصل «كشف» و «مكاشفه» بايد بگوييم البته كه امرى واقعى است و بهطور ختم برخى افراد مىتوانند در حالاتى مسايلى را درك كنند و چيزهايى را ببينند يا بشنوند كه ديگران از ادراك و ديدن و شنيدن آنها عاجزند. اصل اين مسأله به تجربه به اثبات رسيده كه برخى انسانها داراى قدرتهاى ذهنى و روحى خارق العادهاى هستند و مشاهدات و ادراكاتى فرا معمول و خارق العاده دارند كه ديگران را بدانها راهى نيست. البته اين ادراكات داراى انواع مختلفى است. يك دسته از آنها كه مورد شناسايى قرا گرفته است در روانشناسى «تلهپاتى» ناميده مىشود. در تلهپاتى، براى مثال، اينگونه است كه فرد در اينجا نشسته و به ذهنش مىآيد كه فلان شخص در فلان جا فلان كار را انجام داده، يا بيمار شده، و يا از دنيا رفته است، و بعد هم معلوم مىشود كه آن مسأله واقعيت داشته و واقعاً اتفاق افتاده است. مثال ديگر اين است كه فرض كنيد شخصى به ذهنش مىآيد كه كسى در فلان شهر با او سخن مىگويد، و بعد هم معلوم مىشود كه اتفاقاً آن فرد در همان لحظه به او توجه داشته و مىخواسته آن مطلب را به او بگويد ولى به علت فاصله و بعد مكانى نمىتوانسته اين كار را انجام دهد. در هر حال اين يك نوع ارتباط روحى بين دو فرد است كه از سنخ همان ادراكات خارق العاده است و