در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٦ - حقيقت كشف و مكاشفه
روانشناسان آن را «تلهپاتى» ناميدهاند. روشن است كه حصول چنين ادراكاتى دليل بر كمالات معنوى فرد و مقرّب بودن او در پيشگاه خداوند نيست و نمىتوان آن را شاهدى گرفت بر اينكه آن شخص از اولياء الله و داراى مقام و منزلتى نزد خداى متعال است. اين قبيل ادراكات حتى ممكن است براى كسى حاصل شود كه هيچ اعتقادى به خدا ندارد. البته دانش بشر هنوز به چند و چون و اسرار اين نوع ارتباط پى نبرده و ما نمىدا نيم در اثر چه عامل يا عواملى اين پديده اتفاق مىافتد.
غير از «تلهپاتى» در مورد همين حواس ظاهرى نيز كسانى هستند كه با بقيه انسانها تفاوت دارند. براى مثال، نوع انسانها فقط مىتوانند صداهايى را بشنوند كه فركانس آنها بين ٢٠ هرتز تا ٣٠٠٠٠ هرتز باشد و صداهايى را كه در كمتر يا فراتر از اين دامنه قرار مىگيرند ادراك نمىكنند. اين در حالى است كه برخى انسانها قادر به شنيدن و دريافت صداهاى خارج از اين دامنه نيز هستند؛ همان گونه كه دستگاه و دامنه شنيدارى بسيارى از انواع حيوانات نيز با انسان متفاوت و متكاملتر و وسيعتر است. اين مطلب در مورد حس بينايى نيز صادق است. در حالى كه انسانهاى معمولى نمىتوانند پرتوهاى ماوراى بنفش و مادون قرمز را ببينند، برخى انسانها قادرند برخى از اين طول موجها را نيز مشاهده كنند. در ساير حواس ظاهرى نيز كم و بيش اين استثناها و موارد نادر وجود دارد و به هر حال وجود اين توانايىهاى خارق العاده جسمى يا روحى دليل و شاهدى بر كمال و فضيلت معنوى فرد و مقرّب بودن او در درگاه خداوند نيست.
در همين زمينه به خاطر دارم كه در كتابى به نام «فوق طبيعت» درباره يك خانم روسى كه ظاهراً ماركسيست هم بود مطالبى عنوان كرده بود كه در نوع خود بسيار جالب توجه است. به نوشته آن كتاب، اين خانم روسى كه شغلش رانندگى است، از نظر قدرت بينايى اين توانايى را دارد كه مىتواند درون بدن افراد را مشاهده كند و امعا و احشا و اندامهاى داخلى آنها را به وضوح ببيند. در آن كتاب آورده بود كه افراد بسيارى از طريق اين خانم به برخى بيمارىها و اشكالاتى كه در داخل بدنشان بوده است پى