در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٤ - ذكر لفظى و ذكر قلبى
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِر؛[١] و هر آينه قرآن را براى پند گرفتن آسان ساختيم؛ پس آيا يادآرنده و پندگيرنده اى هست؟
و از همين رو است كه به ما دستور داده شده هر چه مىتوانيم قرآن بخوانيم:
فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ؛[٢] هر چه از قرآن ميسّر مىشود، بخوانيد.
وقتى انسان سورهاى از قرآن را حفظ كرد و مفاهيم آن را به خاطر سپرد، پيوسته آن مفاهيم متعالى در ذهنش مرور مىشوند و ذهن و فكر او را تحت تأثير قرار مىدهند. همچنين اگر دائماً اذكارى نظير «الله اكبر» و «لا اله الا الله» كه حاكى از عظمت، قدرت و احاطه وجودى خداوند و ستايش او استـ در گوش انسان طنين اندازد و شميم جانفزاى آن بر دل سايه افكند، خط بندگى خداوند فراروى انسان ترسيم مىگردد و در پرتو آن، آدمى همواره مىكوشد تا در راستاى خواست و اراده و رضايت خداوند حركت كند. در همين زمينه، همچنان كه قبلا روايت آن را نقل كرديم، در احوالات امام باقر(عليه السلام)آمده است كه آن حضرت در همه حال، حتى زمانى كه با مردم گفتگو مىكردند و به سخنان آنان گوش مىدادند، ذكر «لا اله الا الله» را بر زبان داشتند.[٣]
و اما مهمترين مواد منفى اين برنامه خودسازى بدين شرح است:
١. دلبستگى به دنيا و ماديات، انسان را سست اراده و زبون و سر سپرده دنيا مىسازد و روحيه آزادگى و آزادانديشى را از انسان مىگيرد و مجالى براى تفكر در فرجام كار براى انسان باقى نمىگذارد. از اين رو بايد سعى كنيم كه تعلق خاطر و دلبستگى به دنيا و ماديات نداشته باشيم و روحيه زهد و بىاعتنايى به دنيا را در خويش پرورش دهيم. اگر انسان به دنيا و لذتهاى آن انس گرفت، زايل ساختن آن انس و دلبستگى بسيار دشوار است و تنها افراد اندكى، آن هم با رياضتها و تلاشهاى طاقت فرسا، موفق به اين كار
[١] قمر (٥٤)، ١٧. [٢] مزّمّل (٧٣)، ٢٠. [٣] ر.ك: اصول كافى، ج ٢، كتاب الدعاء، باب ذكر الله عز و جل كثيرا، روايت ١.