در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٢ - موحّد لفظى، مشرك عملى!
اما هنوز كار تمام نشده و بتهاى متعدد ديگرى نيز بايد شكسته شود: بت غضب، بت مقام، بت ثروت، بت شهرت و.... بسيارى از افراد مىتوانند شهوتشان را كنترل كنند؛ ولى اگر كسى به آنان توهين كند، نمىتوانند تحمل كنند. اينان اسير غضب هستند. مؤمن بايد طورى باشد كه اگر كسى به ناحق هم به او توهين كرد خود را نبازد و تاب تحمل داشته باشد.
خلاصه اگر اين بتها از بتكده شيطانى نفس به زير كشيده شوند و در وجود انسان حاكمى غير از الله نباشد آنگاه شخص مىتواند با صداقت «لا اله الا الله» بگويد، وگرنه شهادتش آميخته با شركها و شائبههايى خواهد بود.
براى آنكه حقيقت «لا اله الا الله» و توحيد در اعمال و رفتار و زندگى انسان جلوهگر شود تنها كافى نيست كه عقل وحدانيت خدا را اثبات كند، بلكه مهم اين است كه دل زير بار اين توحيد برود. راه كلى اين است كه اين حاكميتها و استقلالها را از اراده خود و بتهايمان بازپس بگيريم و به آفريننده آنها واگذار كنيم. به عبارت ديگر، سراسر اين راه يك عنوان دارد و آن «بندگى كردن» و «بنده شدن» است و مشكل ما اين است كه بنده نيستيم و خود را خدا مىدانيم و نفس خويش را معبود خود قرار دادهايم. از اين رو ما «بنده» نيستيم، و اين در حالى است كه تنها راه نيل به مقامات عرفانى، خالص شدن در بندگى است:
أَلا للهِِ الدِّينُ الْخالِصُ؛[١] آگاه باشيد كه دين خالص از آنِ خدا است.
بايد بكوشيم تا بنده خالص و «عبد» شويم؛ مقامى كه خداى متعال عزيزترين بندگانش را به آن مقام رساند:
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَْقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا؛[٢] منزّه است آن [خدايى] كه بندهاش را شبانگاهى از
[١] زمر (٣)، ٣٩. [٢] اسراء (١٧)، ١.