در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٥ - مانع مهم سير الى الله
يا از خدا دور مىشود دل آدمى است نه جسم او. نتيجه سير عرفانى، نزديكى دل انسان و پيوند آن با خدا است. اينكه اگر دل انسان به خدا نزديك گردد و با او پيوند بخورد چه حالى براى آن پيدا مىشود چيزى است كه بايد رفت و آن را يافت. البته تا حدى مىتوان اين مطلب را تحليل عقلانى كرد؛ ولى از اين بحثها و تحليلها هيچگاه عرفان حقيقى حاصل نمىشود، بلكه صرفاً راهى است براى آشنايى با عرفان و آنچه براى سالك در سير و سلوكش اتفاق مىافتد.
اگر خداوند به دل آدمى نظر كند او را به طرف خود مىكشاند؛ ولى متأسفانه بسيارى از ما در وضعى هستيم كه كم و بيش از خدا دوريم و حجابهايى بين ما و خداى متعال وجود دارد. اگر اين حجابها برداشته شود و دل به خداوند نزديك گردد و واسطهاى بين انسان و خداى متعال نباشد، وضع و حال ما دگرگون خواهد شد.
در هر صورت، گرچه همان گونه كه اشاره كرديم، اصل اين حالْ يافتنى است و انسان بايد خود، آن را وجدان كند تا حقيقت آن بر وى مكشوف گردد؛ ولى از طريق آيات و روايات و برخى تحليلهاى عقلانى مىتوان كم و بيش به آثار و علايم آن پى برد. اجمالا بايد گفت، انسان در آن مقام و منزلت براى خويش هيچگونه استقلالى نمىبيند. از اين مقام به «فناى فى الله»، «بقاى بالله»، «مقام محو» و امثال آنها تعبير كردهاند.
اما ما نبايد خود را گرفتار اين اصطلاحات كنيم و مانند برخى از افراد كه تنها از عرفان نظرى بهرهاى دارند به ياد گرفتن چند اصطلاح دل خوش كنيم. با فراگيرى الفاظ و مفاهيم و مقولاتى كه در عرفان نظرى مطرح است هيچ حركتى پديد نمىآيد و حتى احياناً خود آن نيز حجابى خواهد شد و بر بُعد و دورى انسان از غايت سير و سلوك خواهد افزود؛ همچنان كه فرمودهاند: العلم هو الحجاب الاكبر. با ياد گرفتن اين مفاهيم هيچ مشكلى حل نمىشود. اينها مفاهيمى هستند كه ذهن آدمى را مشغول مىكنند و او را از آنچه بايد بدان برسد باز مىدارند.
در هر حال درباره حقيقت مقام «قرب» اين اندازه مىفهميم كه با رفع حجابها،