در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٠ - دو بعد مادى و معنوى انسان؛ متعارض يا متقارب؟
عرفان صحيح اسلامى پرداختن به امور دنيايى لزوماً به معناى دورى از آخرت و معنويت نيست بلكه اگر با نيت و انگيزه درست و الهى باشد عبادت و اطاعت خداوند محسوب مىگردد و دقيقاً در راستاى قرب الى الله است. محمد بن منكدر كه خود را تارك دنيا و از جمله زهّاد و عبّاد مىدانست روزى تصادفاً گذرش به اطراف مدينه افتاد. فصل تابستان بود و آفتاب به شدت بر مدينه و باغها و مزارع اطراف آن مىتابيد و هوا به شدت گرم و سوزان شده بود. در اين اثنا ناگهان محمد بن منكدر چشمش به مردى نسبتاً فربه و درشتاندام افتاد كه معلوم بود در اين وقت روز براى سركشى و رسيدگى به مزارع خود بيرون آمده است. دو خدمتكار نيز وى را كه از شدت گرما و نيز به دليل فربهى جسم خسته شده بود براى راه رفتن كمك و همراهى مىكردند. محمد بن منكدر با خود انديشيد: اين مرد كيست كه در اين هواى گرم خود را به دنيا مشغول ساخته است؟ هنگامى كه نزديكتر شد تعجبش بسيار بيشتر گرديد، چرا كه مشاهده كرد آن مرد امام باقر(عليه السلام) است. با خود گفت: اين مرد شريف ديگر چرا اينگونه به دنبال دنيا است؟ لازم شد او را نصيحت كنم و از اين روش بازدارم.
از اين رو نزديكتر آمد و سلام كرد. امام باقر(عليه السلام) نفسزنان و عرقريزان جواب سلامش را داد. محمد بن منكدر گفت: آيا سزاوار است مرد شريفى مثل شما در طلب دنيا باشد؟ آن هم در چنين وقتى و در چنين گرمايى؛ به خصوص با اين اندام فربه كه حتماً رنج فراوانى را به شما تحميل مىكند؟ چه كسى از مرگ خبر دارد و مىداند كه چه وقت از دنيا مىرود؟ شايد همين الآن مرگ شما فرا برسد. اگر خداى ناخواسته در چنين حالى مرگ به سراغ شما بيايد چه وضعى برايتان پيش خواهد آمد؟ شايسته شما نيست كه دنبال دنيا راه بيفتيد و با اين تن فربه و در اين روز گرم، اين قدر خود را به رنج و زحمت بيندازيد. خير، هرگز چنين چيزى شايسته شما نيست.
امام باقر(عليه السلام) دستها را از دوش غلامان خود برداشت و به ديوار تكيه زد و در پاسخ محمد بن منكدر فرمود: