در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٦ - پيشينه عرفان در جوامع انسانى
همان گذشتههاى بسيار دور براى بشر مطرح بوده و هميشه كسانى بودهاند كه درصدد كسب فضايل و كمالات روحى برآمدهاند.
علاوه بر اين، در همين زمينه مطلب ديگرى، كه آن هم سابقهاى ديرين و ممتد دارد و از همان آغاز توجه به اين مسايل مطرح بوده، اين است كه تقويت روح و به فعليت رساندن استعدادهاى روحى كم و بيش نيازمند آن است كه انسان تا حدودى از جهات مادى و جسمانى صرفنظر كند. شايد بتوان گفت از همان آغازى كه بشر به اين مسأله توجه پيدا كرده كه حقيقت روح غير از بدن، و كمالات روح غير از كمالات جسم است، به اين امر نيز واقف گرديده كه راه تحصيل اين كمالات نيز كم و بيش بستگى دارد به اينكه در جهات بدنى و مادى و شهوانى و آنچه مربوط به جسم انسانى است تعديلهايى انجام دهد. به عبارت ديگر، انسان در همان بدو توجه به اين مسايل متوجه اين معنا شده است كه بىبند و بارى و افراط در شهوات و لذايذ مادى و جهات جسمانى، با آن فضايل معنوى و روحى سازگار نيست. از اين رو از نظر تاريخى تا اين حدود را مىتوان به عنوان قديمترين مطالبى كه در اين عرصه مورد قبول بوده است تلقى كرد و همانگونه كه اشاره كرديم، اين مطالب و مفاهيم نيز ظاهراً اولين بار از جانب انبيا به بشر القا شده است.
اما همانگونه كه پيشتر نيز گفتيم، مطالبى كه انبيا از جانب خداى متعال به مردم القا كردهاند دست نخورده باقى نمانده و در طول تاريخ دچار تحريفها و انحرافهايى گرديده است. با اينكه اصول دين (توحيد و نبوت و معاد، و به عبارت ديگر، اعتقاد به خدا و پيامبران و عالم آخرت) از اولين پيامبر تا آخرين رسول الهى يكسان بوده و در اديان مختلف آسمانى هيچ تفاوتى با يكديگر نداشته است؛ ولى مىبينيم چه انحرافها و تحريفهاى عجيب و غريبى در زمينه همين اصول در طول تاريخ به وقوع پيوسته است. در حالى كه پرستش خداوند و اعتقاد به وجود خداى يگانه اصل تغييرناپذير همه اديان الهى بوده است؛ ولى اين آموزه مهم و اساسى در طول تاريخ تبديل به شرك و