در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٠ - ردّ پاى استعمار در عرفان سازى و ترويج صوفى گرى
هموار كردن انواع رنجها و سختىها بر خود، اين كتابها را با هزاران زحمت نوشته، چاپ كرده و براى ما مىفرستند!
در هر صورت، هدف مهم دشمن از ترويج و اشاعه تصوف در دو سه دهه اخير ـ يعنى پس از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران ـ اين است كه گرايشهاى دينى و عرفانى مردم را از مسير صحيح اسلامى منحرف كنند. دليل اتخاذ اين سياست نيز اين بود كه اولا تجربه نشان داده بود كه تلاش براى ريشهكن كردن و كشتن گرايشهاى دينى و عرفانى راه به جايى نمىبرد و ثانياً، بر فرض امكان آن، چون در نهايت به نفع اردوگاه كمونيسم تمام مىشد، انجام آن به صلاح امريكا و دولتهاى غربى نبود. از اين رو بين اسلام تحول آفرين و حركت بخش و نفى كلى اسلام و گرايشهاى عرفانى، راه سومى را مبنى بر ترويج دينها و عرفانهاى انحرافى انتخاب كردند. اين مسير انحرافى مىبايست مسيرى باشد كه حركت اجتماعى و هشيارى و آگاهى سياسى در آن وجود نداشته باشد. در چنين عرفان و دينى شما اگر طالب خدا هستيد، مىتوانيد در خانهاى، خانقاهى و محفلى جمع شويد و تا صبح «هو» بكشيد تا آنجا كه از نفس بيفتيد و مدهوش گرديد! اما صبح كه بيدار شديد و از خانه بيرون آمديد (نماز خوانده يا نخوانده كه چندان هم مهم نيست!) كارى نداشته باشيد كه در مملكت چه مىگذرد و امريكا چه مىكند و فلان روحانى چه گفته است.
در اين دين و عرفان بدلى، جماعت روحانى، افرادى سطحى و قشرى معرفى مىشوند كه بويى از عرفان و مسايل عرفانى كه روح دين است نبردهاند و تنها به مشتى واجب و مستحب و احكامى كه قشر و پوسته دين هستند مشغولند و دل خوش كردهاند. دعواى اين جماعت با شاه و حكومت و وارد شدن آنان در مسايل سياسى نيز مصداق بارز مشغول شدن به دنيا و امور دنيايى و غافل گشتن از خدا و ياد او است! عارف بالله و واصل به حق كسى است كه دست بيعت با قطب و شيخ فرقه داده و روى دل از سياست و سياستبازان و جماعت روحانى برتافته و يكسره در كار «يا هو» و حلقه ذكر در آمده است!