در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٣ - ردّ پاى استعمار در عرفان سازى و ترويج صوفى گرى
اين روش و حكايتى كه اجمالى از آن را باز گفتيم، تقريباً روشى بين المللى است و اختصاص به تأسيس يك فرقه و مذهب خاص ندارد. اكثر اين فرقهها و مذاهب با همين روشها، و عمدتاً به دست عمال انگليس و امريكا، تأسيس و سپس گسترش يافتهاند. (اين هم كه تعبير به اكثر مىكنيم از باب احتياط است؛ چون در مورد برخى از اين فرقهها اطلاع دقيق و درستى در دست نداريم؛ ولى آنهايى را كه اطلاع داريم، مذاهبى كه درست شده ـ و غالباً هم در ميان مسلمانان بوده است ـ از همين روشها استفاده شده است.)
اما هدف دولتهاى استعمارى و انگليس و امريكا از اين كار چيست؟ همان گونه كه پيش از اين اشاره شد، يكى از اهداف مهم و كلى در اين مسأله، ايجاد «اختلاف و تفرقه» است. براى استعمارگران، ايجاد اختلاف در بين مسلمانان، هرچند در حد اختلاف دو شهر، دو قبيله و دو طايفه، هميشه يكى از اهداف مهم و اساسى بوده است. براى نمونه، يكى از اختلافاتى كه سابقاً در ايران بدون هيچ مايه و زحمتى درست كرده بودند و تقريباً در همه شهرها و مناطق ايران وجود داشته است، دعواى «حيدرى» و «نعمتى» بوده است.[١] البته من خودم نديده بودم و سنم آن قدر نيست كه چنين اختلافى را به خاطر
[١] طريقه «حيدريه» سلسلهاى است شيعى، مربوط به شيخ صدر از صوفيان قرن هفتم هجرى. اين طريقه از خراسان به سراسر ايران انتشار يافت. به گفته ابنبطوطه حيدريه به زهد مفرط مشهور و ممتاز بودند و از امتيازاتشان اين بود كه درويشان طريقت نمىبايست ازدواج كنند.
گروهى از جوانمردان در دوره صفويه پيرو طريقه شيخ صفىالدين اردبيلى شدند و به مناسبت نام سلطان حيدر، پدر شاه اسماعيل صفوى (متوفاى سال ٨٩٨ق) به نام حيدرى معروف شدند و گروه «قزلباش» را تشكيل دادند و شاه اسماعيل را «مرشد كامل» و «صوفى اعظم» و قطب خود مىدانستند. اين گروه در زمان شاهعباس با مريدان شاه نعمتالله ولىّ كه «نعمتى» خوانده مىشدند درافتاد و در نتيجه شاهعباس صفوى براى رفع استيلاى قزلباشان آنان را خلع سلاح كرد.
و اما طريقه «نعمتاللهيه» سلسلهاى است شيعى كه مؤسس آن صوفى و شاعر نامى قرن هشتم هجرى، شاه نعمتالله ولى كرمانى است. وى مدتى در سمرقند و يزد به سر برد و سرانجام ٢٥ سال آخر عمر خود را در خانقاهى كه در قريه «ماهان» نزديك كرمان بنا كرده بود، گذراند و مرقد او نيز اكنون در آنجا است و زيارتگاه مىباشد. شاه نعمتالله ولى مقبوليت فراوانى ميان عامه مردم داشته، وى را «ولى» و «شاه» مىخواندند كه به معناى «شاه عارفان» است. از آن پس همه شيوخ اين سلسله «شاه» ناميده شدند.
طريقت نعمتاللهى از قرن هشتم هجرى تاكنون در ايران و هندوستان انتشار دارد و شاخههاى مختلفى از آن منشعب شده است. پس از آنكه در قرن دهم هجرى و پس از آن مذهب شيعه در ايران پيروز گرديد و رسميت يافت، نفوذ طريقههاى درويشىِ شيعىِ حيدريه و نعمتاللهيه فزونى يافت و به ويژه در ميان شهرىها بسط پيدا كرد. اين دو طريقه براى كسب نفوذ در ميان ساكنان بلاد و بازرگانان و اصناف و پيشهوران به رقابت و مبارزه با يكديگر برخاستند. مورخان ايرانى و جهانگردان اروپايى در قرنهاى دهم و يازدهم و دوازدهم هجرى خاطرنشان كردهاند كه در بسيارى از شهرهاى ايران، اهالى بلاد به دو دسته طرفداران حيدريان و هواخواهان نعمتيان (حيدرى و نعمتى) تقسيم مىشدهاند.