شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٨ - شبهه جبر و پاسخ آن
و بد را تشخيص نمىدهد و قدرت فهم از او گرفته مىشود. ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ الله.[١]
پس صحيح اين است كه خدا انسانها را هدايت مىكند، چون اسباب هدايت همه از او است، اگر از آن ابزار سوء استفاده كرديم گمراه شدهايم، از آن جا كه ابزار آن را خدا در اختيار ما قرار داده، مىتوان گفت خدا گمراهمان كرده است، امّا اين بدان معنا نيست كه مجبور هستيم، و بر فرض كه ما هيچ اختيارى در حال ارتكاب گناه نداشته باشيم، چون مقدّمات آن را با اختيار خود مرتكب شدهايم از ما سلب مسؤوليت نمىكند.
درباره معناى ايقظتنى لمحبتك و كما اردت ان اكون كنت... چند احتمال مطرح است:
١. اگر من را با لطف و محبّت خودت بيدار نكرده بودى، از آن حالت غفلت بيرون نمىآمدم. غفلت ريشه همه پستىها، و بيدارى اولين قدم اصلاح مىباشد. شاهد اين احتمال، جمله «و لتطهير قلبى من اوساخ الغفلة عنك» است، يعنى چون دلم را از آلودگىهاى غفلت پاك كردى تو را شكر كردم. در اين صورت «لـ» در لمحبّتك علّت است، يعنى علّت بيدارى من، محبّت و لطف تو بوده است. چنانكه در قرآن نيز آمده است: «وَلَوْ لا فَضْلُ اللهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ ما زَكى مِنْكُمْ مِنْ أَحَد أَبَداً».[٢]
[١] روم (٣٠)، ١٠: عاقبت كسانى كه گناه كنند اين است كه آيات الاهى را تكذيب مىنمايند. [٢] نور (٢٤)، ٢١: اگر فضل و رحمت الاهى نبود هيچ كدام از شما قدرت بر تزكيه نداشتيد.