شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨ - فرق بين دعا، ندا و نجوا
حكايت ما كه قصد راز و نياز با خدا و انتظار جواب از او داريم و مىخواهيم با او انس بگيريم، مانند مگسى است كه در فضا سر و صدايى ايجاد مىكند و از انسانها خواهش مىكند كه به صداى او توجه كنند و طبيعتاً لياقت آن را ندارد كه كسى به صداى او توجه كند، چرا كه بايد با مگسهاى امثال خودش همكلام شود. پس گفتوگوى انسان با خدا نظير سخن گفتن مگس با انسان است و به همين خاطر، يك انسانِ با معرفت، در آغاز درخواست مىكند كه خداوند دعا و ندا و نجوايش را بشنود. اوّل بايد مطمئن گردد كه سخنش خريدار و شنونده دارد و سپس به سخن گفتن پرداخته درخواستهايش را مطرح كند، ولى اگر به او بگويند: «اخْسَؤُا فِيها وَلا تُكَلِّمُونِ» و مشمول لا يُكَلِّمُهُمُ اللهُ و بدتر از آن وَلا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ گردد كه نهتنها با او سخن نمىگويند بلكه حتى گوشه چشمى نيز به او نمىكنند، جايى براى سخن گفتن، دعا، ندا و نجوا باقى نمىماند.
فرق بين دعا، ندا و نجوا
اهل لغت گفتهاند: بين اين سه واژه تفاوتهايى وجود دارد، به اين شرح كه: «دعا داراى مفهومى عام و معنايى گسترده است، يعنى اگر كسى را با هر زبانى و به هر كيفيّتى، خواه از راه دور يا نزديك و خواه بلند يا آهسته صدا بزنند و خواه آن فرد آشنا باشد و خواه بيگانه. به همه اين صدا زدنها دعا مىگويند.