شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٣ - نكته چهارم
و پيشرفت به سوى تو هستند.[١] يعنى در عين سرعت مىكوشند كه از يكديگر سبقت بگيرند.
بنابراين اولين صفت همراهان خوب، جدّيت و سرعت و سبقت است يعنى كسانى كه تنبلى و كسالت و بىتفاوتى را كنار گذارده و تصميم قطعى بر پيمودن راه با تمام توان دارند.
و امّا صفت دوم آنان اين است كه همواره دربِ خانه خدا را مىزنند. اين معنايى كنايى است، يعنى وقتى كه انسان احساس كمبود مىكند تصميم مىگيرد كه به درِ خانه كسى رفته، از او كمك بگيرد. پس كوبيدن درِ خانه كسى، كنايه از كمك خواستن است. انسانى كه سر تا پا نياز است و از خود هيچ ندارد با تمام وجود از خدا كمك مىخواهد و بيشتر درِ خانه او را مىكوبد. مثلا اگر انسان يك مشكل جزئى داشته باشد روزى يك مرتبه به خانه همسايه خود مراجعه مىكند، ولى اگر شديدتر باشد هر شب به سراغ او مىرود و اگر شديدتر از آن باشد هر روز و شب به او مراجعه مىكند ولى اگر نياز بسيار شديد باشد و انسان را تحت فشار قرار بدهد كه هيچ چارهاى نداشته باشد، ديگر سخن از يك مرتبه و دو مرتبه و ده مرتبه در شبانهروز نيست بلكه با تمام توان خود فرياد مىزند و كمك مىخواهد. چنين انسانى مانند بيمارى است كه لحظه به لحظه به
[١] مبادرت در جايى مطرح است كه چند كار براى انسان مطرح باشد ولى او يكى از آنها را كنار زده و كار ديگرى را برگزيند و مسارعت بر مفهومى بيش از سرعت بلكه بر مسابقه دلالت دارد.