شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٤ - ولايت و اهل آن
و اينك موقع نتيجه گرفتن است. پس عرض مىكنيم: خداوندا! حال كه به تو پناه آوردم، و قرار بر اين است كه هر كس به تو پناه بياورد، او را پناه بدهى، آيا ممكن است مرا پناه ندهى؟ مرا از رحمت خودت نااميد نكن و بين من و مهربانىات مانع قرار مده، زيرا اقتضاى لطف و رحمت در تو هست و اگر به آن نمىرسم به خاطر مانع است. خدايا! اين مانع را بردار و بگذار من نيز به آن نايل شوم.
* * *
اِلهي اَقِمْني في اَهْلِ وِلايَتِكَ مَقامَ مَنْ رَجَا الزِّيادَةَ مِنْ مَحَبَّتِك؛ [١]خداوندا، مرا در ميان اهل ولايتت مقيم بدار، اقامه كسى كه اميد محبّت فراوان تو را دارد.
در رابطه با اين فراز از مناجات چند موضوع قابل تأمّل است:
١. كسانى وجود دارند كه اهل ولايت خدا هستند؛
٢. خداوند كسانى را در جمع اين اشخاص قرار مىدهد.
ولايت و اهل آن
حال بايد ديد كه ولايت خدا چيست؟ و كسانى كه در ميان اهل ولايت قرار مىگيرند چه ويژگى دارند؟ و همچنان كه در اين فراز از مناجات به آن اشاره شد چه كسانى هستند كه اميد زيادتى محبّت دارند؟ و چه رابطهاى بين ولايت و محبّت الاهى وجود دارد؟ اينها
[١] كلمه مُقام هم با ضمّه و هم با فتحه درست است. مُقام اسم مفعول از اقامه و يا اسم زمان و مكان و مصدر هم مىباشد.