شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٦ - نكته چهارم
عظمت فوقالعادهاى است روبهرو شود، حالت انفعال پيدا مىكند كه در عربى به آن هيبت و خشيت مىگويند. اين حالت در لكنت زبان به هنگام حرف زدن، لرزيدن دست و پا، پريدن رنگ صورت و... نمودار مىشود و هر مقدار كه انسان عظمت او را بيشتر درك كرده، حقارت خود را بيشتر با او بسنجد، احساس مذكور بيشتر به او دست مىدهد. اين حالت در قرآن به خشيت و در دعاها به هيبت تعبير شده است. در قرآن مىخوانيم: وَهُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُون.[١] و در اين دعا مىخوانيم: وَ مِنْ هَيْبَتِكَ مُشْفِقوُنَ.
پس پيشگامان، حالت انفعال و خشيت و درك حقارت در مقابل عظمت بىنهايت پروردگار دارند. بىگمان اگر دو طرف معادله به طور صحيح ادراك شوند، چنين حالتى براى انسان پيش مىآيد: يكى ضعف انسان و ديگرى عظمت خداوند. اگر ما اين معادله و به ويژه طرف مربوط به خود يعنى ضعف خود را به خوبى ادراك كنيم و بفهميم كه اگر قدرت ظاهرى داريم ربطى به ما ندارد، طبعاً اين حالت خشيت و هيبت پيدا مىشود.
حضرات معصومين(عليهم السلام) گاهى روى زمين افتاده و حالت غشوه پيدا مىكردند، به اين جهت كه عظمت بىنهايت الهى و ناچيزىِ ذاتى خود را مشاهده مىكردند. آرى، آن انتساب به خداوند موجب عزّت و افتخار است و گرنه ذات انسان جز حقارت و ذلت و كوچكى چيزى
[١] انبياء (٢١)، ٢٨: و فرشتگان از خشيت پروردگار خويش هراسان هستند.