شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٥ - انگيزه هاى گوناگون پذيرش عذر در بين مردم
خداوندا، به خود نگاه مىكنم و به عمرى كه در نهايت شرارت و غفلت و بىخبرى گذراندم. البته غفلتها و بىخبرىها متفاوتند. امثال ما ممكن است به حال غفلت از گناهان كبيره دچار شويم، ولى كسانى كه در مراتب عالى به سر مىبرند اگر از آن ژرفنگرى كه بايد در ياد خدا داشته باشند به هنگام توجّه به زندگى و نيازهاى مادى، كم شود برايشان غفلت به حساب مىآيد و با توجه به خواستههاى مشروع دنيوى از عمق توجّه به ماوراى ماده و طبيعتْ غافل مىشوند. هر انسانى زندگى خود را از ابتداى كودكى تا مدتها با سهو و غفلت مىگذراند. غفلت در تمامى عمر مىتواند همراه آدمى باشد، به خصوص دوران جوانى كه اوج شادابى و نشاط است، و گاهى انسان را به حالتى دچار مىكند كه سبب شرمندگى و پشيمانى خود او مىشود. انسان وقتى به مقتضاى طبيعت خود، دچار چنين حالاتى مىشود حتى اگر به گناه هم مبتلا نشود باز از پيدايش چنين حالاتى در محضر خداوند شرمنده و خجل مىگردد. از اين حالت به مستى تعبير شده است كه گويا عقل انسان در آن حالت درست كار نمىكند. پس هر كسى اوج جوانى خود را به ياد مىآورد و از كهنه و فرسوده كردن آن افسوس مىخورد كه با حالت مستىگونهاى از خداوند دور شده است. البته جوانى اولياى الاهى نيز با حالتى متفاوت با حالت ما انسانهاى معمولى گذشته است.
* * *