شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٧ - خاطره اى از بهلول
اگر به همين بخش از جمله بسنده شده بود، گمان آن مىرفت كه اين ندا نيز از نداهايى چون يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا است و درخواست ما آن است كه توفيق اجابت داشته باشم، ولى جملههاى بعدى گواهى مىدهند كه سخن بسى بالاتر و والاتر است. چرا كه مىگوييم: در مقابل عظمت و جلال تو مدهوش و از خودبىخود شدهاند.
صعق در قرآن كريم به مناسبت داستان حضرت موسى على نبينا و آله و عليه السلام در كوه طور آمده است كه گويا در همان چهل روزه مواعده صورت گرفته است، يعنى حضرت موسى(عليه السلام) از خداوند چنين درخواست كرد: «رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْك؛ خداوندا خودت را به من نشان بده تا تو را تماشا كنم».
«قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنْ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنْ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي» پاسخ خداوند اين بود كه اى موسى تو مرا نخواهى ديد ولى به اين كوه بنگر كه اگر در مكان خود استقرار پيدا كرد مرا خواهى ديد. «فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكّاً وَخَرَّ مُوسَى صَعِقاً»؛[١] آنگاه كه خداوند براى كوه تجلّى پيدا كرد كوه را در هم شكست و موسى مدهوش گرديد.
در جاى ديگر نيز راجع به نفخ صور مىفرمايد: «فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّمَوَاتِ وَمَنْ فِي الاَْرْضِ»؛[٢] آنگاه كه نفخ صور تحقق پيدا مىكند، همه موجوداتى كه در آسمان و زمين هستند مدهوش و بىهوش مىشوند.
قطعاً در مورد حضرت موسى(عليه السلام) صعق به معناى بىهوشى است
[١] اعراف (٧)، ١٤٣. [٢] اعراف (٧)، ١٤٤.