شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٩ - خاطره اى از بهلول
يعنى با رضايت به آنان نگاه نمىكند و سخن مهربانانه نمىگويد. وگرنه همه چيز در محضر و منظر خداوند است.
حضرت امير(عليه السلام) مىفرمايد: «وَ ما بَرحِ للهِِ عَزَّتْ آلاؤُهُ فِى الْبُرْهَةِ بَعْدَ الْبُرْهَةِ وَ في اَزْمانِ الْفَتَراتِ عِبادٌ ناجاهُمْ في فِكْرِهِمْ وَكَلَّمَهُمْ في ذاتِ عُقُولِهِمْ وَاسْتَصْبَحُوا بِنُورِ يَقْظَة فِى الاَْسْماعِ وَالاَْبْصارِ وَالاَْفْئِدَةِ يُذَكِّرُونَ بِاَيّامِ الله؛[١]خداوند در برهههايى از تاريخ به طور متناوب (شايد در فاصلههايى كه پيامبرانى وجود نداشتهاند) بندگانى داشته كه با آنها سخن گفته و با درون آنها از راه فكر و عقل نجوا كرده و آنها در عمق دل و ذهن خود كلامى را شنيده و ادراك مىكردند و حالت هوشيارى و بيدارى در خود احساس نموده و از حالت غفلت بيرون مىآمدند و چشم و گوش دل آنها با نور بيدارى روشن مىگرديد و لذا درصدد رفع غفلت ديگران برآمده و آنها را نيز به ياد ايّام خدا مىانداختند».
اين سخن گفتن نه مانند وحى انبيا(عليهم السلام)، بلكه گفت و گويى درونى است كه از راه فكر و عقل صورت مىپذيرد.[٢]
در حديث معراج نيز آمده است: «يا اَحْمَدُ اِنَّ فِى الْجَنَّةِ قَصْراً مِنْ لُؤْلُؤ فَوْقَ لُؤْلُؤ وَ دُرَّة فَوْقَ دُرَّة لَيْسَ فيها قَصْمٌ وَلا وَصْلٌ فيهَا الْخَواصُّ اَنْظُرُ اِلَيْهِمْ كُلَّ يَوْم سَبْعينَ مَرَّة وَ اُكَلِّمُهُمْ كُلَّما نَظَرْتُ اِلَيْهِمْ اَزيدُ في مُلْكِهِمْ سَبْعينَ ضِعْفاً تَزيدُ في مُلْكِهِمْ سَبْعينَ ضِعْف، تَلَذَّذَ اَهْلُ الْجَنَّةِ بِالطَّعامِ وَ الشَّرابِ وَ تَلَذَّذَ اُولئِكَ
[١] نهج البلاغه، خطبه ٢٢٢. [٢] البته شيطان نيز گاهى با افراد و حتّى بندگان خاصّ خدا چنين مىكند و ما نبايد گمان كنيم كه هر چه به ذهن ما آمد نجواى الاهى است.