شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٠ - توضيحى پيرامون احتمال سوّم
اينكه، وقتى مىتوانستم دست از گناهم بردارم و آن را رها كنم كه محبّت تو در دلم پيدا شد.
توضيحى پيرامون احتمال سوّم
انسان وقتى مرتكب گناهى مىشود حتماً به واسطه يك عامل جاذب بوده كه او را به طرف گناه جذب كرده است. يعنى انسان در هر كار ارادى و اختيارى، بايد ميل، علاقه و لذّتى نسبت به آن احساس كند. و براى اينكه از حوزه جاذبه معصيت خارج بشود بايد جاذبه قوىترى باشد تا آن را خنثى كند، و آن جاذبه خدايى است كه همه چيز در برابر آن رنگ مىبازد.
پس در اين فراز از مناجات مىگوييم: خدايا وقتى توانستم از چنگال شيطان خارج شوم كه جاذبه محبّت تو به فريادم رسيد و علّت آن هم تو بودى. چرا كه جهان، جهان اسباب و مسبّبات و علل و عوامل است نه گزاف. قبل از آن، طبق خواست تو نبودم و اكنون آنگونه كه اراده كردهاى هستم و بىترديد اين اراده، اراده تشريعى است نه تكوينى، چرا كه هيچ پديدهاى نمىتواند از اراده تكوينى سرپيچى كند ولى خداوند تشريعاً دوست دارد همه خوب باشند در حالى كه برخى بد هستند.
از اينجا به اهميّت محبّت خدا و نقش آن در سعادت انسان پى مىبريم و معلوم مىشود محبّتْ عامل ذوب كردن گناه و نجات انسان