شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٥ - يك پرسش اساسى و پاسخ آن
زحمتى هم براى خداوند ندارد و انرژى مصرف نمىكند. إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون.[١]
در اين فراز از دعا، مطلب جديدى به نظر مىرسد و آن اينكه، خدايا نسبت به كسانى كه گنهكارند تفضّل مىكنى آنها در اثر جهل و نادانى مرتكب گناه شده و به بىراهه مىروند. آن فضلى را كه نسبت به گنهكاران جاهل روا مىدارى، متوجّه من نيز بفرماى.
بىترديد، همه گناهان برخاسته از جهل است، ولى نه جهل نسبت به اصل گناه، بلكه نسبت به نتايج و تبعات گناه؛ زيرا اغلب گناهانى كه مرتكب مىشويم از روى جهل به نتايج گناه است، اگر كسى توجّه داشته باشد كه اين گناه او را از چه سعادتهايى محروم مىكند و اگر راه بندگى را بپيمايد چه سعادتهايى نصيب او مىگردد، مرتكب گناه نمىشود. كسى كه سراغ موادّ مخدّر مىرود اگر در آن لحظه بداند كه چه آثار بدى دارد و يك عمر او را بدبخت كرده، از هستى ساقط مىكند و آبروى او را در اجتماع ريخته، قدرت كار و زندگى شرافتمندانه را از او سلب مىنمايد، هيچوقت به چنين كار سفيهانهاى روى نمىآورد.
او گرچه مىداند كار، كار بدى است ولى در آغاز مىخواهد ببيند چه مزهاى و چه لذّتى دارد كه برخى دنبال اعتياد و مواد مخدّر مىروند. در ابتدا لذّتى زودگذر براى او پيش مىآيد و اندك اندك وارد باتلاقى مىشود كه رهايى از آن دشوار خواهد بود.
[١] يس (٣٦)، ٨٢: وقتى كه خداوند اراده كند كارى انجام دهد به آن مىگويد باش، پس مىباشد.