شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٣ - 2 مديريّت و ربوبيّت تكوينى الاهى
چنانكه حضرت على(عليه السلام) مىفرمايد: «لَمْ يَسْبَقْ لَهُ حالٌ حالا».[١] و تحت تأثير هيچ عاملى قرار نمىگيرد؛ و نيز حضرت سيدالشهداء(عليه السلام) عرض مىكند: «اِلهي تَقَدَّسَ رِضاكَ اَنْ يَكوُنَ لَهُ عِلَّةً مِنْكَ فَكَيْفَ يَكُونُ لَهُ عِلَّةً مِنّي».[٢]
پس خشنودى و غضب پروردگار معلول چيزى نيست. ولى با بندگان خود به زبان محاوره صحبت كرده و رضايت و غضب خود را برخاسته از عملكرد آدميان دانسته و به عنوان مثال مىفرمايد: «فَلَمّا آسَفُونَا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ»[٣] و يا در جاى ديگر مىفرمايد: وَغَضِبَ اللهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً.[٤] همه اين تعبيرات (خشنودى، غضب، انتقام و تأسف) بر اساس محاوره و زبان گفتوگو با انسانها است.
پس از ذكر دو مقدمهاى كه بيان شد (اوّلا: زبان مناجات غير از استدلال و جدل و مانند آنها است و ثانياً: خداوند با انسانها به زبان
[١] نهج البلاغه، خطبه ٦٥: خداوندى كه هيچ حالتى براى او پيش نمىآيد كه قبلا نداشته باشد. [٢] دعاى عرفه: خداوندا، رضاى تو بالاتر از آن است كه خودت براى آن علّتى قرار دهى تا چه رسد به اينكه من بخواهم علّت براى آن باشم. [٣] زخرف (٤٣)، ٥٥: وقتى كه ما را به تأسف وا داشتند و غمگين ساختند از آنها انتقام گرفتيم. [٤] نساء (٤)، ٩٣: خداوند بر او غضب كرد و او را لعنت نمود و براى او عذابى دردناك مهيا كرد.