شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٧ - نمونه هايى از الطاف الاهى
در اين فراز از مناجات عرض مىكنيم: خداوندا، آن پيشگامان كه ميل دارم به آنها ملحق گردم؛ مىخواهم همرديف بالاترين و والاترين آنها از لحاظ منزلت و مقام و معرفت و محبّت باشم و به سطوح متوسط و پايين اكتفا نمىكنم.
در حقيقت از اينجا رازگويى، روح مناجات، معاشقه و مغازله شروع مىگردد.
* * *
فَقَدِ انْقَطَعْتْ اِلَيْكَ هِمَّتي وَانْصَرَفَتْ نَحْوَكَ رَغْبَتي، فَاَنْتَ لا غَيْرُكَ مُرادي وَ لَكَ لا لِسِواكَ سَهَري وَ سُهادي وَ لِقاءُكَ قُرَّة عَيْني وَ وَصْلُكَ مُني نَفْسي وَ اِلَيْكَ شَوْقي وَ في مَحَبَّتِكَ وَلَهي وَ اِلى هَواكَ صَبابَتي وَ رِضاكَ بُغْيَتي وَ جِوارُكَ طَلِبَتي وَ قُرْبُكَ غايَةُ سُؤلي وَ في مُناجاتِكَ رَوْحي وَ راحَتي وَ عِنْدَكَ دَواءُ عِلَّتي وَ شِفاءُ غَلَّتي وَ بَرْدُ لَوْعَتي وَ كَشْفُ كُرْبَتي؛ اى خدا، همه ميل خودم را به سوى تو متوجّه ساختم. همه تمايل خودم را به تو منصرف گردانيدم. تو خواسته من هستى و نه غير تو، و براى تو و نه ديگرى بيدارى و شبنشينى من است و ديدار تو موجب آرامش چشم و وصال تو آرزوى دل من است. به سوى تو شوق من و در محبّت تو شيدايى من و در خواسته تو عشق من است. رضاى تو آرزوى من و بودن در جوار تو طلب من و در مناجات تو آرامش و آسايش من و نزد تو دواى درد و شفاى جوش و خروش و خنكى روح عطشناك و برطرف شدن اندوه من است.
در اين فراز عرض مىكنيم: خداوندا، تنها و تنها همّت من منحصر