شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٦ - 2 مديريّت و ربوبيّت تكوينى الاهى
مقام او پايينتر است سجده كند. اين همان روح استكبار، انكار ربوبيت تشريعى و كفر است. أَبى وَاسْتَكْبَرَ وَكانَ مِنَ الْكافِرِينَ.[١] به همين خاطر كفر برخى از انسانها را به كفر ابليس تشبيه مىكنند، چرا كه بدترين كفرهاست.
همين شيطان به خداوند عرض كرد: اگر مرا از سجده بر آدم معاف بدارى تو را به گونهاى عبادت مىكنم كه هيچكس تا به حال عبادت نكرده است. خداوند در پاسخ فرمود: «إِنّي أُحِبُّ اَنْ اُطاعَ مِنْ حَيْثُ اُريد».[٢]
اگر مىخواهى مرا بپرستى بايد همانگونه كه مىگويم پرستش كنى وگرنه خود را پرستيدهاى. بنابراين ممكن است كسى پس از شش هزار سال عبادت، كافر گشته و به طور كلّى از درگاه الاهى رانده شود.
حضرت على(عليه السلام) اين جريان را بدان جهت مطرح مىفرمايد كه ما به عبادات و اعمال و درس و بحث و فقه و اصول و فلسفه و تفسير و علوم اسلامى و تبليغ خودمان مغرور نگرديم و همواره نگران عاقبت كار خود باشيم؛ چرا كه ممكن است عبادت شش هزار ساله هم مانند كسى كه خداوند در قرآن درباره او فرموده است: «الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها... وَلَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَلكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَْرْضِ وَاتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ...»[٣] بر باد فنا برود.
[١] بقره (٢)، ٣٤: امتناع كرد و استكبار ورزيد و از كافران بود. [٢] بحار الانوار، ج ٢، باب ٣٢، ص ٢٦٢: من دوست دارم آنگونه كه خودم مىخواهم اطاعت شوم. البته در بعضى از روايات به اين صورت آمده است: «اِنَّما اُريدُ اَنْ اُعْبَدَ مِنْ حَيْثُ اُريدُ». [٣] اعراف (٧)، ١٧٦: آن كسى كه آيات خود را به او داديم ولى او خود را از آنها منسلخ ساخت... و اگر مىخواستيم او را بدان آيات رفعت مىداديم ولى او خود به زمين چسبيد و از هوس خود پيروى كرد. پس او مانند سگ است...