شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٢ - محبّت، مفهوم محورى و كليدى مناجات المريدين
پس مؤمن اگر هيچ عمل شايستهاى انجام ندهد، ايمان او دروغين است. چرا كه ايمان به معناى التزام به ربوبيّت الاهى است و لازمه پذيرش ربوبيّت، اطاعت است، هرچند كه تمام واجبات را انجام نداده و يا از همه گناهان به واسطه ضعف ايمان پرهيز ننمايد.
پس كسى كه همه نعمتها را از خدا مىبيند و او را برطرفكننده نيازها مىداند، چگونه مىتواند او را دوست نداشته باشد؟ چگونه ممكن است انسان خود را دوست بدارد ولى مقوّمات وجودى خود يعنى بخشنده وجود و تأمين كننده نيازهاى زندگى خود را دوست نداشته باشد؟
همان اصل تكليفى كه به ايمان تعلّق گرفته به محبّت نيز تعلّق مىگيرد و خود به خود واجب مىشود. از اين مرحله كه بگذريم به مرتبه ديگرى از محبّت مىرسيم كه مانع از ارتكاب گناه مىگردد، چرا كه گاهى مطلوبيّت يك عمل جنبه ابزارى و مقدّمى دارد. يعنى انسان براى رسيدن به يك نتيجه، آن كار را انجام مىدهد ولى اين كار ممكن است با خواستههاى انسان تزاحم پيدا كند و در اينجاست كه مسأله انتخاب و تكليف مطرح مىشود. چنانكه ممكن است غذايى لذيذ براى سلامتى او ضرر داشته باشد و به همين خاطر بايد يا سلامتى خود را انتخاب و از غذاى لذيذ صرفنظر نمايد و يا از سلامتى خود بگذرد و غذاى لذيذ را تناول كند، اين بستگى دارد به اينكه كدام را بيشتر دوست داشته باشد. بنابراين، در احكام دينى نيز، مثلا روزه گرفتن كه پرهيز از خوردن غذا در روز است با خواهش دل انسان كه