شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩ - فرق بين دعا، ندا و نجوا
ولى ندا به صدايى گفته مىشود كه بلند و فريادگونه است و انسان از راه دور و يا حتّى از راه نزديك، ولى نه به قصد رساندن صدا به گوش طرف مقابل، بلكه با انگيزهاى ديگر؛ مانند آرام شدن و تخليه روانى، صداى خود را بلند مىكند.
و نجوا به معناى حرف زدن خصوصى با كسى است به گونهاى كه ديگرى نمىتواند آن را بشنود. پس نجوا سخنى بين الاثنين است كه شخص ثالث از شنيدن آن بىبهره است. البته گاهى انسان با خدا نجوا مىكند و گاهى خداوند با انسان، چنانكه اميرمؤمنان على(عليه السلام) درباره برخى از افراد مىفرمايد: «ناجاهُمْ في فِكْرِهِمْ وَكَلَّمَهُم في ذاتِ عُقُوْلِهِمْ».[١]
و نيز خداوند مىفرمايد: «وقتى كه بنده جز رضايت من هدفى نداشته باشد او را دوست مىدارم و در شبهاى تاريك و خلوتهاى روز با او مناجات مىكنم»[٢]؛ يعنى بنده به گونهاى سخن مىگويد كه مىفهمد خدا با او حرف مىزند، ولى هيچكس متوجّه چنين رابطهاى نمىگردد. اينگونه ارتباط، مناجات خدا با بنده ناميده مىشود.
نكته قابل توجّه آن است كه در بخش سوّم دعا، واسمع نجواى و يا واسمع مناجاتى، مطرح نمىگردد، بلكه به گونهاى مغاير با دو قسمت پيشين مىگوييم: «وأقبل علي اذا ناجيتك»، دليل آن اين است كه هنگام نجوا و سخن خصوصى نياز است طرف مقابل به طور كامل توجّه كند و اگر توجه كامل ننمايد غرض از نجوا حاصل نمىگردد و مىتوان
[١] نهج البلاغه، خطبه ٢٢. [٢] حديث معراج (ر.ك: راهيان كوى دوست).