شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٩ - نگاهى گذرا به نعمتهاى الاهى
يا قَريباً لا يَبْعُدُ عَنِ الْمُغْتَرِّ بِهِ وَ يا جَواداً لا يَبْخَلُ عَنْ مَنْ رَجا ثَوابَه؛ اى خدايى كه نزديك هستى و از فريبخوردگان فاصلهاى ندارى، و اى بخشندهاى كه نسبت به كسى كه اميد به پاداشت دارد بخل نمىورزى.
سالها از او دور بوديم و حالا مىخواهيم به او نزديك شويم. پس بايد اسم قريب را به زبان آورد و گفت: اى كسى كه نزديك به منِ گستاخ[١] هستى من كه جسارت كردم و فريب شيطان خوردم و مقام و عظمت تو را فراموش كردم.
و نيز اسم جواد را بايد بر زبان آورد و گفت: اى بخشندهاى كه حتى نسبت به كسى كه اميد ثواب ندارد بخل نمىورزى. جواد كسى نيست كه تنها به هر كس كه شايستگى دارد چيزى بدهد بلكه به همه، چه لايق و چه نالايق، عطا مىكند، زيرا سخن از من رجا ثوابه است نه من يستحق ثوابه. صفت جواد داشتن تو اقتضا مىكند كه هيچكس را محروم ننمايى.
* * *
اِلهي هَبْ لي قَلْباً يُدْنيهِ مِنْكَ شَوْقُهُ و لِساناً يُرْفَعُ اِلَيْكَ صِدْقُهُ وَ نَظَراً يُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّه؛ خداوندا، به من قلبى كه شوق آن مرا به تو نزديك مىسازد و زبانى كه صدق آن به سوى تو صعود كند و نگاهى كه حقيقت آن مرا به تو نزديك گرداند، عطا بفرما.
[١] اغترّ به و به معناى گستاخى است. اغترار به جاى اجتراء يعنى جرأت به خود دادن از باب اشراف يا تضمين يا استعاره يا كنايه اخص به لازم است. و اما غرور در ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ به معناى فريفتن است و فريبخورده جرأت پيدا مىكند و بر مولاى خود شورش مىكند.