شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧١ - نكته چهارم
نكته چهارم
اينك، به اين نكته مىرسيم كه همين راه نزديك نيز داراى خطرات، خستگىها، سختىها و دشوارىهاى فراوانى است. فرض كنيم كه دو دعاى گذشته ما مستجاب گرديد يعنى هم راه را شناختيم و هم نزديكترين راه را پيدا كرديم، امّا اين دو براى اينكه ما را به مقصد يعنى وصول الى الله برسانند، كافى نيستند بلكه به دليل وجود خطرات فراوان، به رفيق شايسته نيز احتياج است. به يك مثال توجه كنيد:
در گذشته مسافرتها با وسايل آن روزگار (اسب و استر و شتر) صورت مىگرفت و برخى نيز پياده به مسافرت مىرفتند. افراد به خوبى مىدانستند كه حتّى در راههاى كوتاه (مثل از قم تا جمكران) براى مسافرها به ويژه افراد پياده، رفيق خوب مىتواند سختى و طول راه را كمتر كند. اگر پيشاپيش آنها، كسانى با جدّيت و عزم راسخ حركت كنند، آنها را به نشاط مىآورند، و اگر همراه آنها، افرادى تنبل، بىعرضه و ناتوان باشند، به نشاط روحى آنها ضربه مىزنند. بنابراين يكى از رمزهاى موفقيّت سفر، پيدا كردن يك رفيق و به ويژه راهبلد و مطمئن است كه موجب ازدياد نشاط و كم شدن خستگى راه مىگردد.
به همين خاطر در اين مناجات، به همسفران و پيشگامانى كه پيشاپيش اين كاروان در حركت هستند و راه را خوب مىدانند و حركات و