شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٥ - يك تحليل درباره اين روايت
فَتى؟ فَقالَ لَهُ: اي وَ اللهِ يا رَسوُلَ اللهِ. فَقالَ مِثْلَ عَيْنَيْكَ؟ فَقالَ: اَكْثَرُ. فَقالَ لَهُ: مِثْلَ اَبيكَ؟ فَقالَ: اَكْثَرُ. فَقالَ: مِثْلَ اُمِّكَ؟ فَقالَ: اَكْثَرُ. فَقالَ: مِثْلَ نَفْسِكَ؟ فَقالَ اَكْثَرُ وَاللهِ يا رَسُولَ اللهِ. فَقالَ: مِثْلَ اِلهِكَ؟ فَقالَ: اللهَ اللهَ اللهَ يا رَسوُلَ اللهِ، لَيْسَ هذا لَكَ وَ لا لاَِحَد وَ اِنَّما اَحْبَبْتُكَ لِحُبِّ اللهِ. فَالْتَفَتَ النَّبِى(صلى الله عليه وآله) اِلى مَنْ كانَ مَعَهُ. فَقالَ: هكَذا كُونُوا. اَحِبُّوا اللهَ لاِِحسانِهِ اِلَيْكُمْ وَ اِنْعامِهِ عَلَيْكُمْ وَ اَحِبُّوني لِحُبِّ الله؛[١] نوجوانى كه هنوز بالغ نشده بود به حضرت پيامبر(صلى الله عليه وآله) سلام كرد و نگاهى از روى مهر و شادمانى به حضرت نمود. حضرت فرمود: اى جوانمرد، آيا مرا دوست دارى؟ عرض كرد: آرى به خدا قسم. فرمود: مثل چشم هايت؟ عرض كرد: بيش تر. فرمود: آيا به اندازه پدرت مرا دوست دارى؟ عرض كرد: بيش تر. فرمود: به اندازه مادرت؟ عرض كرد: بيش تر. فرمود: به اندازه خودت؟ عرض كرد به خدا سوگند بيش تر يا رسول الله. فرمود: به اندازه خدايت؟ عرض كرد: الله الله الله اى رسول خدا. اين گونه محبّت نه براى تو و نه براى هيچ كس ديگر سزاوار نيست. من تو را به خاطر اين كه محبوب خدايى دوست دارم. پيامبر(صلى الله عليه وآله) رو به اطرافيان كرد و فرمود: اينچنين باشيد. خدا را به خاطر احسان و انعام او دوست بداريد و مرا به خاطر محبّت خدا دوست داشته باشيد.
يك تحليل درباره اين روايت
توجه فرموديد، نوجوانى كه هنوز به سنّ بلوغ نرسيده چه مقدار از شناخت و آگاهى برخوردار است كه با گشاده رويى و خوشحالى به
[١] ارشاد القلوب ديلمى، ج ١، ص ١٦١.