شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٦ - نكته اوّل
مىكنيد، داراى خزانههايى نزد خداوند هستند. گويا حدّ و مرزى ندارند و خداوند جز مقدار معيّنى از آن را نازل نمىكند. پس نهتنها يك خزانه بلكه خزانههايى براى هر موجود وجود دارد و بعد از نزول، اندازه يافته و محدود مىشود، چرا كه محدوديّت از ويژگىهاى اين جهان است ولى در جهان ديگر (لدى الله) به هيچ وجه محدوديّت وجود ندارد. پس فقط مقدارى از آن به اين جهان نازل مىگردد و مجدداً به سوى خداوند برمىگردد.
خلاصه، هر چه در اين جهان وجود دارد از طرف خداوند نازل شده و دوباره به سوى او برمىگردد يعنى يك قوس نزولى دارد و از طرف خدا پايين مىآيد، به اين عالم نزول مىكند و دوباره در يك قوس صعودى عروج مىكند. اين اختصاص به انسان ندارد بلكه انسان يكى از اعضاى اين مجموعه عظيم است.
در قرآن مجيد تعبير حشر و لقاء الله نيز آمده است، چنانكه مىفرمايد: يَا أَيُّهَا الاِْنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاَقِيه؛[١] كدح به معناى حركت همراه با شتاب تمام و تلاش فراوان است. اين ملاقات اختصاص به اهل ايمان ندارد بلكه همانند رجوع الى الله ملاقاتى است عمومى، مربوط به همگان بوده و به عبارت ديگر تكوينى است و هيچ استثنا نمىپذيرد و به طور طبيعى، افتخارى براى كسى نمىآفريند.
[١] انشقاق (٨٤)، ٦: اى انسان تو با سرعت به سمت خدا مىروى و او را ملاقات خواهى كرد.