شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩١ - محبّت، مفهوم محورى و كليدى مناجات المريدين
محبّت، مفهوم محورى و كليدى مناجات المريدين
يكى از مفاهيمى كه در اين مناجات و بسيارى از مناجاتهاى ديگر جنبه كليدى و محورى دارد، مفهوم محبّت است كه با تعابير گوناگون از قبيل حب، ودّ، صبابت، هوى و... مطرح گرديده است. به عنوان مثال در مناجاة المحبين چنين آمده است: «وَ اَوْرِدْنا حِياضَ حُبِّكَ وَ اَذِقْنا حَلاوَةَ وُدِّكَ».[١] چنانكه در آغاز آن آمده است: «اِلهي مَنْ ذَا الَّذي ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتِكَ فَرامَ مِنْكَ بَدَلا».[٢] و در اثناى آن آمده است: «هَيَّمْتَ قَلْبَهُ لاِِرادَت ِكَ»[٣] و از اين قبيل دعاها فراوان مىباشد.
اينك به اين پرسش مىرسيم كه محبّت به خدا امرى واجب و فرض است يا مستحب و مندوب؟ در پاسخ به اين پرسش بايد عرض كنيم كه: محبّت داراى مراتب مختلفى است. يك مرتبه آن لازمه ايمان است، يعنى امكان ندارد كه انسان به خدا ايمان داشته ولى هيچ گونه محبّتى به او نداشته باشد. چنانكه لازمه ايمان انجام عمل صالح است، چرا كه عمل مقولهاى غير از ايمان است. يعنى امكان ندارد كسى مؤمن باشد ولى بنا داشته باشد كه به هيچ وجه از خدا اطاعت نكند. با توجه به اينكه ايمان امرى اختيارى و غير از علم است و گاهى ممكن است بىاختيار نيز حاصل شود. چنانكه مىفرمايد: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا».[٤]
[١] و ما را در حوضهاى محبّت خود وارد گردان و شيرينى محبّت خود را به ما بچشان. [٢] خدايا، چه كسى است كه شيرينى محبّت تو را چشيده ولى به جاى تو ديگرى را برگزيده باشد؟ [٣] قلب او را براى اراده خودت سرگردان ساختهاى. [٤] نساء (٤)، ١٣٦: اى اهل ايمان، ايمان بياوريد.