شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٧ - نكته اوّل
در كنار اين حركتها، حركتى سراغ داريم كه انسان آن را گزينش نموده و با ميل خود آن را آغاز مىكند. اين حركت مانند به دنيا آمدن جبرى نبوده و مانند آن ملاقات عمومى تكوينى و جبرى نيست. با اين حركت است كه انسانها و جنّيان از ساير موجودات متمايز و از فرشتگان نيز برتر و بالاتر مىگردند و هدف از آن لقاء الله است. يعنى ابتدا از خداوند دور هستند و اندك اندك فاصله را كم مىكنند. اين تنها با عبادات تحقق مىيابد كه در نيّت آنها قربة الى الله مطرح است، نيّتى كه در فرهنگ ما لازمه ايمان است و هيچ عبادتى منهاى آن پذيرفته نيست.[١]
پس اگر اهل ايمان راه را درست انتخاب كرده و بپيمايند، كمكم به خداوند نزديك شده و به مقصد مىرسند. البتّه نزديك شدن به خداوند گاهى مطلوبيت بالذّات دارد و گاهى بالغير. يعنى برخى قرب به خداوند را براى بهرهگيرى از نعمتهاى بهشتى؛ حور و قصور و اشجار و انهارش مىطلبند كه سكونت در دار رحمت و عند الله مىباشد، هرچند كه بر زبان آورده نشود، ولى در سويداى دل آنها چنين قصد و انگيزهاى وجود دارد. امّا برخى تنها و تنها خدا را مىجويند و بر فرض مُحال كه بهشت و حور و قصورى در كار نباشد، باز انگيزه تقرّب براى آنها وجود دارد، چون آنها خدا را مىخواهند
[١] البتّه بتپرستان نيز به قصد تقرب الى الله بت مىپرستيدند كه خداوند از زبان آنها چنين نقل مىكند: ما نَعْبُدُهُمْ إِلاّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللهِ زُلْفى؛ ولى آنان عوضى و اشتباه رفتهاند و گمان مىكردند كه با پرستش بتها به خدا نزديك مىشوند.