شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٩ - 2 مديريّت و ربوبيّت تكوينى الاهى
بايد خيلى بدى و زشتى زياد باشد كه انسان در رديف مَغْضُوب عَلَيْهِم قرار بگيرد و روى سعادت نبيند. اگر انسان به اين حدّ نرسد مىتوان به اصلاح او اميدوار بود، چنانكه در مناجات ديگرى آمده است: فَاِنْ لَمْ تَكُنْ غَضِبْتَ عَلَيَّ فَلا اُبالي.[١]
پس انسان بايد پناه به خدا ببرد كه مبادا مشمول غضب الاهى گردد، بايد توفيق بخواهد تا كارى انجام ندهد كه موجب غضب الاهى گردد كه در اين صورت ديگر اميدى به عفو نيست.
* * *
اِلهي اِنْ كُنْتُ غَيْرَ مُسْتَأْهِل لِرَحْمَتِكَ فَاَنْتَ اَهْلٌ اَنْ تَجُودَ عَلَيَّ بِفَضْلِ سِعَتِك؛ خداوندا اگر شايسته رحمت تو نيستم، تو شايسته آنى كه بر من با فضل گستردهات احسان بنمايى.
در اين بخش به خداوند عرض مىكنيم: من گرچه استحقاق رحمت تو را ندارم و زشتىهايم خيلى زياد است ولى از رحمت تو نااميد نيستم، چون رحمت تو ويژه مستحقّين نيست بلكه آنقدر گسترده است كه همه را مشمول فضل تو مىگرداند. فضل بالاتر از استحقاق است و اگر رحمت بر خلاف حكمت نباشد شامل افرادى كه استحقاق آن را ندارند نيز خواهد شد. رحمت خدا تنها از كسانى منع مىشود كه رحمت بر آنها بر خلاف حكمت الاهى باشد، مانند كشندگان پيامبران و اوليا و افرادى كه بندگان را از روى عناد و آگاهى
[١] خداوندا، غضبت را بر من شامل نگردان كه اگر هنوز مورد غضب قرار نگرفتهام، اميد اصلاح دارم، و ديگر غصّهاى ندارم.