شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٨ - يك پرسش اساسى و پاسخ آن
پس ما كه مىگوييم درياى رحمت خدا به جوش بيايد در حقيقت معناى آن اين است كه در ما جوششى پيدا شود كه مشمول رحمت الاهى شويم، چرا كه رحمت او مثل آبشارى است كه از ازل تا ابد در حال ريزش و جوشش و خروش است و اين ما هستيم كه بايد جلو رفته و اين گنجايش را پيدا كنيم تا از اين آبشار بىپايان رحمت الاهى استفاده كنيم.
٢. زبان مناجات و دعا غير از زبان برهان و جدال و خطابه است. اگر زبانها را در همان صناعات خمس[١] محصور كنيم، مىتوانيم بگوييم دعا و مناجات زبان شعر است، البته نه به معناى نثر منظوم بلكه شعر در اصطلاح اهل منطق يعنى بيانى كه نيروى خيال را تحريك كند و در مقام مدح، عواطف و در مقام مرثيه، احساسات ديگران را تحريك مىكند. با اين تفاوت كه در مناجات احساسات و عواطف مناجاتكننده تغيير پيدا كرده و تحريك مىگردد تا شايستگى درك رحمت الاهى را پيدا كند. كسى اشكال نكند كه در فلان دعا، كبرى كليّت ندارد و در فلان مناجات مقدّمات برهان تمام نيست. چرا كه اين دعا در مقام استعطاف است تا عطوفت خداوند جلب شود نه در مقام بيان يك قضيّه برهانى و جدلى و... .
پس از ذكر اين دو مقدمه در رابطه با اين فراز از مناجات عرض مىكنيم:
[١] منظور از صناعات خمس برهان و جدل و خطابه و مغالطه و شعر است كه در منطق مطرح گرديده است. (غياثى كرمانى)