شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٤ - خاطره اى از بهلول
بسيار بهجتآفرين است ملحق گردان تا من در حق تو عارف و از غير تو روگردان و از تو ترسان و مراقب باشم. اى صاحب جلالت و اكرام.
به آخرين فراز از مناجات شعبانيّه رسيديم و چنانكه در گذشته بيان گرديد، معمولا مضامين برخى از دعاها در دعاها و مناجاتهاى ديگر نيز وجود دارد، ولى مضمون اين مناجات با اين صراحت و شفافيّت در كمتر دعا و مناجاتى آمده است. معمولا در دعاها و مناجاتها بر روى توجّه به گناهان و طلب آمرزش و نيز به رحمت الاهى كه باعث شسته شدن گناهان مىشود، تكيه و تأكيد شده است، ولى در برخى از مناجاتها مطالبى غير از آنچه كه عموم به آن توجّه دارند، وجود دارد. نهايت تلاش ما انسانهاى معمولى آن است كه از عذاب الاهى در آخرت نجات پيدا كرده و يا به ثوابهاى بهشتى نائل گرديم، ولى در برخى از مناجاتها احساس مىشود كه توجّه اولياى خدا به امورى بالاتر از اينهاست و يكى از آنها مناجات شعبانيه است كه با مطالبى عجيب چون الهى هب لى كمال الانقطاع اليك وانر ابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك و يا واجعلنى ممن ناديته فاجابك و نيز اين آخرين فراز مناجات والحقنى بنور عزك الابهج از ساير مناجاتها متمايز است و درخشش خاصّى دارد.
در اين فراز پايانى به پيشگاه الاهى عرض مىكنيم: خداوندا مرا به نور خودت ملحق كن.[١]
[١] اين تعبير الحاق شبيه ايصال است و به قدرى تفاوت آن ظريف و دقيق است كه گويا با هم هيچ تفاوتى ندارند و گاهى به جاى يكديگر به كار مىروند.