شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٨ - ولايت خداوند
حلال و همسر خوب و رفع گرفتارى و برآورده شدن حاجت خود اكتفا مىكند. مرتبه بالاتر اين است كه مىفهمد خدايى كه متصدّى كار او شده و ولايت او را بر عهده گرفته، چقدر دوست داشتنى است، نسبت به او عشق مىورزد و به مقدار موجود از محبّت او قناعت نمىكند.
پس در اين فراز از مناجات عرض مىكنيم، خدايا: من را در ميان اهل ولايتت قرار بده (امّا در كدام مقطع؟ معلوم مىشود كه مقامات اهل ولايت متفاوت است بنابراين درخواست مىكنيم) در ميان كسانى كه اميد به افزايش محبّت تو دارند.
پس چند موضوع را مىتوان از اين مطلب استفاده كرد:
١. لازمه ايمان، برقرار كردن رابطهاى خاص با خداى تعالى است؛
٢. خدا خالق و ربّ همه است، ولى عناياتش به همه يكسان نيست. هم دنياپرستان و هم خداپرستان را كمك مىكند كُلاًّ نُمِدُّ هؤُلاءِ وَهَؤُلاء ولى كمكهاى خداوند متفاوت است. به برخى از افراد چيزهايى مىدهد كه به نفع آنها است هر چند كه خودشان ندانند و شايد گلايه هم كنند مانند فقر و زلزله و سيل، چنانكه مىفرمايد: وَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَكُم؛[١] چرا كه آنها اسرار تدبيرهاى الاهى را نمىدانند كه هر كدام چه حكمتهايى دارند.
٣. هر كدام از ما به خواست خود نمىتوانيم در هر مقامى كه
[١] بقره (٢)، ٢١٦: چه بسا شما چيزى را نپسنديد در حالى كه به سود شماست.