شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٢ - يك پرسش و پاسخ آن
يك پرسش و پاسخ آن
حال اين سؤال پيش مىآيد كه شوق به خداوند به چه معنى است؟ به اين توضيح و مثال توجه كنيد. ما عدالت را دوست داريم، ولى نمىتوانيم بگوييم انسان شوق دارد تا به عدالت برسد. چرا كه شوق در جايى مطرح مىشود كه انسان، كسى را ديده و به او علاقهمند شده و اكنون بين او و محبوبش فاصله افتاده باشد و اين ايجاد فاصله سبب شده كه شوق وصال مجدّد در او به وجود بيايد. پس شوق حالتى بعد از دوست داشتن است. شوقِ دل نسبت به خداوند به همين معناست كه دل خدا را دوست دارد و مىخواهد به او برسد ولى دستش از دامن او كوتاه است در حالى كه امكان نزديك شدن به او وجود دارد.
يكى از مباحث بسيار مشكل در معارف دينى كه مورد بحث قرار گرفته و افرادى كه داراى جمود فكرى بودهاند آن را تأويل نموده و يا حدّاقل درباره آن سكوت و توقّف كردهاند مسأله رؤيت الاهى است. قرآن كريم در مورد حضرت موسى(عليه السلام)مىفرمايد: ايشان به خداوند عرض كرد: «رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْك».[١]
جواب خداوند اين بود: «لَنْ تَرانِي وَلكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِي فَلَمّا تَجَلّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسى صَعِقا».[٢]
حضرت موسى(عليه السلام) انسان نادانى نبوده كه ادّعا و درخواست
[١] اعراف (٧)، ١٤٣: خدايا خودت را به من نشان بده تا تو را ببينم. [٢] اعراف (٧)، ١٤٤: تو مرا هرگز نخواهى ديد ولى به كوه بنگر كه اگر استقرار داشت مرا خواهى ديد. وقتى كه خداوند بر كوه تجلّى كرد آن را در هم كوبيد و موسى بىهوش گرديد.