شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧١ - يك پرسش اساسى و پاسخ آن
درك كند. اين همان مرتبه ضعيف از درك شهودى است و براى افراد معمولى پيش مىآيد و مراتب كامل آن مخصوص اولياى الاهى است.
غالب مردم از راه مفاهيم با خدا ارتباط برقرار مىكنند و مفاهيم هميشه يك بُعد و زاويه خاص را نشان مىدهند. با گفتن رحمن و رحيم، بايد كسى را در نظر بگيريم كه خداوند به او ترحم مىكند و با گفتن خالق و رازق، بايد كسى را در نظر بگيريم كه خداوند او را خلق كرده و رزق مىدهد. تمامى اسما حسناى الاهى در مقام فعل، نشانه كارى از كارهاى خدا يا بيانكننده كيفيت آن كار است. اسما و صفات الاهى كه عقل و ذهن ما را از يك زاويه ويژه به خدا توجه مىدهد به دو دسته تقسيم مىشوند:
١. اسماى جمال. يعنى اسمهايى كه دلالت بر رحمت و لطف الاهى مىكند مثل رحمن و رحيم و غفار و كريم و...؛
٢. اسماى جلال. يعنى اسمهايى كه دلالت بر قهر و سلطه خدا مىكند مثل عزيز و قهار و جبار و متكبّر و... .
وقتى كه اسماى جمال مطرح مىشود انسان احساس مىكند كه مىخواهد با او انس بگيرد و به او نزديك شود و وقتى كه اسماى جلال مطرح مىشود انسان احساس مىكند كه قدرت عرض اندام در مقابل او و حتى قدرت راحت سخن گفتن با او را ندارد.
بنابراين، وقتى انسان به مهربانىِ خدا توجه مىكند، زبانش باز مىشود و مىگويد: خدايا با ما هم مهربان باش.