شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٩ - يك تحليل درباره اين روايت
امثال ما كه معرفت و ايمانمان ناقص است، خدا را بالذات و كمالات ديگر را بالغير دوست مىداريم ولى كسانى هستند كه همه زيبايىها و صفات خوب را پرتوى از كمال خدا مىبينند. در اينجا ديگر مسأله تبعيت در كار نيست. چنانكه در دعاى عرفه آمده است: «اِلهي اَنْتَ الَّذي اَشْرَقْتَ الاَْنْوارَ في قُلوُبِ اَوْلِياءِكَ حَتّى عَرَفُوكَ وَ وَحَّدُوكَ وَ اَزَلْتَ الاَْغْيارَ عَنْ قُلُوبِ اَحِبّائِكَ حَتّى لَمْ يُحِبّوُا سِواك؛ خداوندا، تو آنى كه نورها در قلوب دوستان خود تاباندى تا تو را شناختند و براى تو شريكى قائل نشدند و بيگانگان را از قلوب دوستانت بيرون راندى تا غير تو را دوست نداشته باشند».
بارى، اينان حتى پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و ائمه اطهار(عليهم السلام) را جلوهاى از كمال الاهى ديدهاند و لذا خدا و اين جلوههاى خدا را دوست دارند. گرچه كسب اين مرحله از محبّت واجب نيست ولى ارزش آن را دارد كه انسان درصدد برآيد و اراده قرب خدا پيدا كند كه اگر موفّق شد با هيچ يك از موفقيتهاى جهان قابل مقايسه نخواهد بود.
در حديث قدسى[١] آمده است كه خداوند به حضرت داود(عليه السلام)خطاب فرمود: يا داوُدُ... تَواضَعْ لِمَنْ تُعَلِّمُهُ وَ لا تُطاوِلْ عَلَى الْمُريدينَ، فَلَوْ
[١] حديث قدسى، وحى غير تشريعى به انبيا(عليهم السلام) است چرا كه خداوند با انبيا به دو گونه سخن مىگفت: يكى آنچه كه مربوط به شريعت بود و ديگر نه به عنوان پيام به مردم بلكه به عنوان گفتوگو و نجوا. در كتب روايى ما از اين احاديث قدسى نقل شده و در اين زمينه صاحب وسائل الشيعة (جناب شيخ حرّ عاملى) كتابى مستقل نيز نگاشته است كه تمامى آن احاديث قدسى مىباشند. پيامبرانى كه خداوند با آنان به عنوان حديث قدسى سخن گفته است فراوانند و حضرت عيسى بن مريم(عليه السلام)، حضرت موسى بن عمران(عليه السلام) و حضرت داود(عليه السلام) از جمله آنان هستند.