شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٥ - انواع عذرخواهى و پذيرش عذر
نموده و حرف زشتى به او زدهايد، سپس پشيمان شده و تصميم مىگيريد كه از او عذرخواهى كنيد. معناى اين عذرخواهى اين نيست كه من كار بدى نكردهام، بلكه در آغاز اعتراف كرده و سپس عذر مىخواهيد و خود را كوچك مىكنيد تا عمل شما را ناديده بگيرد.
كسى كه عذر مىخواهد، گاهى فكر مىكند عذرخواهى يك كمال است و لذا براى آنكه باادب باشد از كار بد خود عذرخواهى مىكند، ديگر انتظار ندارد كه طرف مقابل عذر او را بپذيرد يا نپذيرد و فقط انجام وظيفه اخلاقى براى او اهميّت دارد و نه هيچ چيز ديگر. اين عذرخواهى كسى است كه بىنياز از پذيرش عذر است.
ولى گاهى كسى مرتكب قتل شده و حكم اعدام او صادر گرديده و تا رضايت ولىّ دَم نباشد از اعدام رهايى ندارد، اينجاست كه آن فرد به عذرخواهى نزد اولياى دَم مىرود، و نسبت به قبول و عدم قبول عذر بىتفاوت نيست؛ چرا كه مرگ و حيات او در گرو آن است، بنابراين آنقدر التماس و خضوع و طلب رحمت و عذرخواهى مىكند تا ولىّ دم عذر او را بپذيرد، چون غير از اين راهى ندارد. در اين فراز از مناجات چنين عذرخواهى مطرح است نه عذرخواهى از نوع اوّل كه از روى بىتفاوتى باشد.
پذيرش عذر نيز صورتهاى مختلفى دارد. گاهى تنها عذر كسى را مىپذيرند، و گاهى علاوه بر اين براى او عذرى هم مىتراشند و مىگويند: من شما را مىشناسم. شما كسى نيستيد كه از روى عمد