شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٨ - انگيزه هاى گوناگون پذيرش عذر در بين مردم
من عدم رسوايى خود را به اين دليل مىدانم كه تو نمىخواهى آبرويم ريخته شود و مىخواهى به راه خير كشيده شوم تا عاقبت به خير گردم.
خداوندا، علاوه بر آنكه در كنار درياى بىكران رحمت تو ايستادهام و اميد برخوردارى از آن رحمت عمومى كه شامل همه مىگردد دارم، خصوصيّت ديگرى هم دارم و آن اينكه مرا رسوا نكردى و لطف بيشترى در حق من نمودى و به همين خاطر اميدم به تو بيشتر است.
* * *
إِلهي ما أَظُنُّكَ تَرُدَّني في حاجَة قَدْ أَفْنَيْتُ عُمْري في طَلَبِها مِنْك؛ خداوندا، من گمان نمىكنم كه تو مرا از حاجتى محروم كنى كه عمر خودم را در طلب آن سپرى كردهام.
اگر مستمندى درخواستى بكند هركسى به اقتضاى شخصيّت و بزرگوارى و موقعيّت خود به او پاسخى مىدهد. اگر مستمند به جاى يك بار، ده بار و صد بار دست نياز دراز كند، انسان بزرگوار همان بار اوّل هم او را بىجواب نمىگذارد، چه رسد به اين كه به خانه او بيايد، قطعاً او را نااميد نمىكند و اگر كسى دهها بار دست نياز به در خانه او بياورد خيلى بعيد است او را نااميد گرداند، چه رسد به اينكه عمر خود را صرف گرفتن چيزى از او كرده باشد.
انسان خواستههاى زيادى از خداوند متعال دارد و در طول عمر