شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٢ - يك پرسش و پاسخ آن
مرگ و زندگى مىبينند، در چنين حالى خدا را با اخلاص مىخوانند كه اگر ما را از بلا نجات بدهى سپاسگزار تو خواهيم بود، ولى همين كه نجات پيدا كردند، از گرفتارى رها شده و قدم به خشكى گذاردند باز، شرك ورزيده سراغ همان بتهاى خود مىروند.
انسان اگر چند مرتبه به دوست صميمى خود مراجعه كند و كارى از او برنيايد سرانجام خسته شده، با ناراحتى رهايش مىكند ولى اگر به خدا پناهنده شود، هرگز خفيف و خوار نمىشود، و از هر گرفتارى نجات پيدا مىكند.
٣. هر كس خدا به او رو بياورد خسته و ملول نمىشود.
انسان معمولا پس از مدّتى كه با دوستان و خويشان خود انس گرفته نشست و برخاست داشته باشد، از لذّت و شدت انس او كاسته شده و اندك اندك از آمد و رفت با آنها خسته مىشود، ولى اگر خداوند به كسى توجّه كند هيچگاه خسته نمىشود و علاقه او بيشتر نيز خواهد مىشود.
اگر به مسؤوليتهاى خود در برابر خداوند درست عمل نكرديم، خداوند هم روى خود را بر مىگرداند و در اين صورت خستگى و درماندگى از هر سو به ما هجوم مىآورد. ولى اگر ما به وظيفه بندگى عمل كرديم، خدا هم زمينه انس گرفتن با خودش را فراهم مىكند و ما دچار ملال نمىشويم.
* * *