شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٠ - انگيزه هاى گوناگون پذيرش عذر در بين مردم
اِلهي اِنْ اَخَذْتَني بِجُرْمي اَخَدْتُكَ بِعَفْوِكَ. اِلهي وَ سَيِّدي وَ عِزَّتِكَ وَ جَلالِكَ لَئِنْ طالَبْتَني بِذُنُوبي لاَُطالِبَنَّكَ بِعَفْوِكَ وَ لَئِنْ طالَبْتَني بِلُؤْمي لاَُطالِبَنَّكَ بِكَرَمِكَ وَ لَئِنْ اَدْخَلْتَنِي النّارَ لاَُخْبِرَنَّ اَهْلَ النّارِ بِحُبّي لَك؛ خداوندا، اگر تو مرا به گناهم بگيرى من هم تو را به عفوت مىگيرم، اى خدا و اى سرور من، به عزت و جلالت سوگند، اگر تو مرا به گناهانم مطالبه كنى من نيز تو را به عفوت مطالبه مىكنم و اگر تو مرا به خاطر لئامت من مطالبه كنى من نيز تو را به بزرگواريت مطالبه مىكنم، و اگر تو مرا به آتش جهنم ببرى من به دوزخيان خواهم گفت كه من تو را دوست مىدارم.
مراحلى را كه مناجاتكننده از آغاز تاكنون طى كرده از نظر بگذرانيد و ملاحظه كنيد كه چگونه و با چه شيوهاى شروع شد و به كجا رسيد. براى توضيح اين مراحل گوناگون به يك مثال توجه كنيد:
فرض كنيد كه پدرى، گوهرى گرانبها به فرزندش هديه داده و براى حفظ آن، سفارش اكيد نموده است. ولى فرزند با سهلانگارى آن گوهر را از دست داد. چنين فرزندى در مقابل پدر ابتدا دچار ترس و وحشتى مىشود و خود را سزاوار كيفر مىبيند و چارهاى جز عذرخواهى ندارد چرا كه زندگى او توسط پدر اداره مىشود و به همين خاطر چون جرأت جلو آمدن را ندارد، با رعايت فاصله سر خود را پايين انداخته و آهسته آهسته عذرخواهى كرده كه من نفهميدم و از دست رفتن گوهر براى تو اهميّتى ندارد و مىتوانى صدها برابر آن را به من بدهى. از اين به بعد حواسّم را جمع مىكنم.