شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩١ - انگيزه هاى گوناگون پذيرش عذر در بين مردم
جاى خود ثابت نگه مىدارد، چرا كه نيروهاى وارده بر اثر تقابل خنثى مىشوند و بر آيند آنها صفر مىگردد.
فرض ديگر آنكه، نيرو و گرايش ديگرى نيز در قلب وجود دارد و با نيرويى قوىتر، مانع از به فعليت رسيدن اراده مىگردد. مثلا ما علاقه داريم نماز اوّل وقت و يا نافله شب بخوانيم و اين گرايش قلبى ما است، ولى ميل به استراحت نيروى قوىترى است كه جلو اين اراده را گرفته، بنابراين زنگ ساعت را خاموش كرده، دوباره مىخوابيم و يا به بهانههاى مختلف از آن گرايش قلبى خود فاصله مىگيريم. يا اين كه اگر كسى گناهى را آنقدر تكرار كند تا به صورت عادت براى او در آمده باشد، يك نيروى قوى قلب او را اشغال كرده و مرتب او را به انجام آن گناه دعوت مىكند و نيروى جديد كه همان اراده ترك گناه است، توان مقابله با آن را ندارد و بايد خيلى مبارزه كند تا بر آن پيروز گردد.
مناجاتكننده حال خود را چنين ترسيم مىكند: يك عمر با غفلت و عادت به زشتىها و شهوات گذرانده و حال، لطف الاهى نصيب او گشته كه توانسته بر نيروى سابق كه بسيار قوى بودند، چيره شود وگرنه همچنان در منجلاب تباهى و فساد دست و پا مىزد، به همين خاطر مىگويد: خدايا من يك نيروى[١] ابتدايى مىخواستم تا دگرگون شوم و
[١] جالب آن است كه در اين مناجات از اين نيرو تعبير به «حول» شده است كه با تحوّل و حال تناسب دارد چرا كه بايد فرد را به جهت ديگرى كه ضد و مخالف جهت موجود است حركت بدهد و از وضع موجود متحول و دگرگون گردد. گاهى يك نيرو فقط در جهت مطلوب به كار گرفته مىشود كه آن را «قوّت» مىگويند، ولى چون اينجا يك نيرو بايد با نيروى قبلى مبارزه كند و انسان را به راه مستقيم بكشاند «حول» ناميده مىشود و لذا مىگوييم: «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ الْعَلِيِّ الْعَظيمِ» و يا در نماز مىگوييم: «بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ اَقُومُ وَ اَقْعُدُ» يعنى به هر دو نيرو نياز است هم بايد از حالت قبلى كه نشستن و سكون بود به كمك الاهى به حركت وادار شويم و نيز چون تازه مىخواهيم حركت كنيم، و ديگر مانعى بر سر راه ما نيست يك نيروى ديگر براى ادامه حركت مىخواهيم.