شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٩ - يك پرسش و پاسخ آن
ناشناخته نخواهد ماند. در اين جمله و بقيّه جملات، كلمه بِك مورد تأكيد قرار گرفته است. يعنى با ارتباط با خدا همه چيز حاصل مىشود.
معروفيّت و شهرتطلبى كه در علم اخلاق، ناپسند و از رذائل اخلاقى است، تمايلى شيطانى و نفسانى است ولى معروفيّتى كه در اين فراز از مناجات مطرح است، مطلوب و پسنديده مىباشد، چرا كه به واسطه معروفيّت مؤمن، مردم مىتوانند از او بهره ببرند. مانند حضرت سليمان(عليه السلام) كه از خداوند چنين تقاضا مىكند: «رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لأَِحَد مِنْ بَعْدِي».[١] آن حضرت هوس سلطنت و قدرتى كه ديگر سلاطين و قدرتمندان دارند نداشت، زيرا اين يك هوس كودكانه است بلكه مىخواست در سايه اين قدرت و سلطنت بىنظير، دين خدا و توحيد را رواج بدهد و به همين سبب بعد از رسيدن به سلطنت، و داشتن همه نوع امكانات، از راه حصيربافى زندگى خود را تأمين مىكرد.[٢]
كسانى هستند كه در اين ادعاى خود صادق بوده و آنقدر عشق به
[١] ص (٣٨)، ٣٥: خداوندا، به من سلطنتى بده كه شايسته هيچكس بعد از من نباشد. [٢] البتّه ممكن است كسانى ادعاى چنين مطلبى را بنمايند ولى خداوند امتحان مىكند، چنانكه خود در وصف منافقين مىفرمايد:«وَمِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصّالِحِينَ؛ برخى از آنان با خداوند عهد مىبندند كه اگر به ما ثروت بدهى در راه تو تصدّق مىكنيم و از صالحان خواهيم بود»(توبه (٩)، ٧٥). ولى پرده از صفت نفاق آنها برداشته و مىفرمايد: «فَلَمّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً...؛ ولى وقتى كه خداوند از فضل خود به آنها عطا كرد بخل ورزيده و نفاق را در قلوب آنها قرار داد...».(توبه (٩)، ٧٦).