شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٤ - نكته اى در باب ذكر
دانه و گفتن ذكرهاى مكرّر است. بلكه منظور، توجّه قلبى به خداوند است، و نيز بايد توجّه داشت كه ذكر نيز مانند محبّت درجاتى دارد و مختصر توجه قلبى به خداوند كافى نيست.
توجّه به مسايلى چون آفرينش انسان، و رزق و روزى او، حل مشكلات، و رفع بلاهايى كه تعداد آنها بيشتر از نعمتهاست و ما خود خبر نداريم و... زمينههايى براى فكر و سپس ذكراند، ولى همين ياد خدا هم بايد به توفيق الاهى باشد. پس در اين فراز عرض مىكنيم: خدايا ما دوست داريم كه به ياد تو باشيم ولى توفيق آن را خودت عطا كن. و چون مىخواهيم به مراتب بالاترِ ذكرْ دست يابيم، مىخواهيم كه خودش اين توجّه و ياد قلبى را به مراتب شديدتر كند و هر مرتبه از ذكر را وسيلهاى براى ارتقا به مرحله بعدى قرار دهد. فرض كنيد مىخواهيد وارد اتاقى تاريك بشويد و برق را روشن كنيد و نمىدانيد كليد آن كجاست، ابتدا فندك روشن مىكنيد تا كليد را ببينيد و آنگاه كليدها را يكى پس از ديگرى روشن مىكنيد تا فضا كاملا روشن گردد. ذكر نيز ابتدا با مراتب ضعيفى كه موجب صعود به مراحل بالاتر مىگردد شروع مىشود.
كسانى كه چاه مىكَنند، وقتى كه به جايى نمناك مىرسند، توجه خود را به آن نقطه متمركز مىسازند و كاوش بيشترى مىكنند تا به آب برسند. در دل آدمى نيز همين جريان وجود دارد؛ اگر واقعيتى پيدا شد و كاوش گرديد به حقيقت بيشترى مىرسد. معرفت و محبّت و