شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٣ - نمونه هايى از الطاف الاهى
١. آبشخور آنها را صاف و زلال و شفّاف و بدون تيرگى و آلودگى قرار دادهاى.
انسان وقتى كه راهى را مىپيمايد پس از مدتى خسته شده و نياز به آب پيدا مىكند. حال اگر متوجه رودخانهاى شود، به طور حتم براى رفع تشنگى خودش را به رودخانه مىرساند. اگر در چنين موقعيتى قرار گرفته باشيد، به خوبى مىدانيد كه در بخشهاى ورودى غالباً آبها گلآلود و كدر هستند و يا بر اثر توقّف و راكد بودن رنگ آنها تغيير كرده است، در عين حال دسترسى به آب زلال و بدون تيرگى و آلودگى نيز ممكن است و هر چه آب پاك و دلچسب و زلالتر باشد، شخص تشنه و خسته از تماشاى آن لذّت بيشترى مىبرد. اين پيشگامان از آبشخورهاى زلال و صاف بهره مىبرند. ما نيز با ذكر اين ويژگى، از خدا مىخواهيم كه ما را از راهى ببرد كه آبشخورهاى آن زلال و لذّتبخش باشند. اين عبارت كنايه از آن است كه راه صاف و بدون ابهام و سنگلاخ و به دور از هواى نفس و شيطنت باشد تا به راحتى و آسانى پيموده گردد، وگرنه ترديدها و ابهامها راه را بر آدمى دشوار مىكنند.
٢. آنها را به خواستههايشان رساندى؛
٣. آنها را به رغبتهايشان نايل ساختى؛
٤. در مطلوبهايشان كامياب و پيروز نمودى؛
٥. نيازمندىهاى آنها را برآورده ساختى.
در حقيقت همه اين تعابير به يك مطلب اشاره مىكنند و آن