دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٠

آجرستان
جلد: ١
     
شماره مقاله:٨٠

آجارِستان، يا آجاريا، يكي از جمهوريهاي خودمختار منطقة قفقاز و بخشي از چمهوري شوروي گرجستان است. مساحت آن ٠٠٠،٣ كم‌ ٢ و جمعيت ان (در ١٩٨٤م) ٠٠٠،٣٧٥ نفر بوده است (دائره‌المعارف بزرگ شوروي، چ ٣، ٢٤(٢)/٥٢٥؛ آكينر، ٢٤٤). آجارستان در جنوب غربي گرجستان و شرق درياي سياه قرار گرفته و بخشي از آن با تركيه هم‌مرز است.
وجه تسميه: يونانيان باستان اين سرزمين را گُلْخيد يا گُلْخيس مي‌ناميدند كه با نام قوم كُلْخ يا كولخ مربوط است. گرجيان اين سرزمين را كلخيدا و بوميان محلي اگريسي مي‌خواندند (دائره‌المعارف بزرگ شوروي، چ ٣، ١٢/٤٧١). سرزمين نامبرده از سدة ٢م با بر سر كار آمدن پادشاهي لاز ، لازيكا ناميده شد (همان، ١٤/١١٦). پيرنيا (مشيرالدوله) اين نام را لازستان نوشته است (٨/٢٢٧١). بعدها ساكنان گرجي سرزمين كلخيد، آجار نام گرفتند (ترك آنسيكلوپديسي) و از اين رو ناحيه‌ مذكور به نام اين گروهِ قومي «آجاريا» ناميده شد. در مآخذ بيزانسي، گرجي و ارمنيِ سدة ٤ق/١٠م نام «آجارستان» نيز آمده است. از ١٦ ژوئن ١٩٢١م اين سرزمين جمهوري شوروي خودمختار آجارستان نام گرفت (دائره‌المعارف بزرگ شوروي، چ ٢، ١/٣٩٧).
سيماي طبيعي: بخش اعظم اراضي جمهوري آجارستان كوهستاني است. بلندترين قله‌هاي آن، ساكورينا و شاوشتي ، به ترتيب ٧٥٥،٢ و ٨١٢،٢ متر از سطح دريا ارتفاع دارند. بخش جلگه‌اي اين جمهوري در ساحل درياي سياه قرار گرفته است. رشته‌كوههاي مسختي از جنوب غرب تا شمال شرق آجارستان كشيده شده است. رشته‌كوههاي شاوشتي نيز تا مرز تركيه امتداد دارد. جلگة ساحلي كه بالنسبه كم عرض است به دشت كُلخيد مي‌پيوندد (همان، چ ٣، ١/٢٢٣). آب و هواي بخش جلگه‌اي آجارستان معتدل و داراي رطوبت زياد است. در بخش كوهستاني نيز هوا مرطوب، معتدل و گاه سرد است. ميانگين حرارت هوا در مناطق جلگه‌اي در ژانويه ٤ تا ٦ و در ژوئيه ٢٠ تا ٢٣ سانتيگراد است. در مناطق كوهستاني ميانگين حرارت هوا در بارندگيِ سالانه در اراضي كرانه درياي سياه ٤٠٠،٢ تا ٨٠٠،٢ ميلي‌متر، در بخش خاوري ٤٠٠،١ تا ٨٠٠،١ ميلي‌متر و در دره‌هاي داخلي ٠٠٠،١ تا ٤٠٠،١ ميلي‌متر است. رودهاي آجارستان به حوضة درياي سياه تعلق دارند و عمده‌ترين آنها رود چوروخ است كه آجارستان را به ٢ بخش تقسيم مي‌كند. بالغ بر نيمي از اراضي آن جنگلي است و در بخش شمال غربِ آن جنگلهاي كلخيد واقع است. جلگه‌هاي ساحلي اغلب از درختان و گياهان مناطق معتدل، به ويژه مركبات، بلوط، گردو، نارون، صنوبر، كاج و شمشاد پوشيده است. در آجارستان حيواناتي چون آهو، گراز، خرس، گرگ، روباه، سياه‌گوش، گربة وحشي، سمور، شغال، گوركن، بزكوهي و مَرال و پرندگاني چون شاهين، انواع كركس، بلدرچين، چكاوك، سار، پرستو، بلبل، كبك، قرقاول زندگي مي‌كنند. در رودخانه‌هاي آجارستان چند نوع ماهي از جمله ماهي آزاد و قزل‌آلا يافت مي‌شود (همان، ٢٢٣ـ٢٢٤؛ بريتانيكا).
سابقة تاريخي: نام كلخيد از هزارة نخست پيش از ميلاد در كتيبه‌ها به صورت نام سرزمين كُلْخها يا كولخها آمده است. دولت اورارتو به روزگار سردوري دوم، شاه آن سرزمين، كولخها را مورد حمله قرار داد (آرويتونيان، ٢٥١). در نوشته‌هاي آشورنذيرپال سوم از ويراني شهر كلخ و احياي مجدّدِ آن سخن رفته است (پيوتروفسكي، اورارتو، ٤٠ـ٤١). گزنفون از سرزمين كلخها ياد كرده است (همو، «دولت وان»، ١١٩). هرودوت نيز از هم‌مرز بودن سرزمين ماد با ناحية‌ كلخيد مطالبي آورده است (دياكونوف، ٤١٥ـ٤١٦). وي از جمله دربارة حملة دريايي يونانيان به كلخيد در روزگار هخامنشيان شرحي نوشته است (پيرنيا، ٣/٦٦٠). سدة ٦ ق‌م در سرزمين كلخيد (اگريسي) دولتي تأسيس گرديد. از اواخر سدة ٦ تا نيمة نخست سدة ٥‌ق‌م دولت كلخيد وابسته به دولت هخامنشي و تابع ساتراپهاي ايران بود. اواخر سدة ٤ق‌م فرمانرواي كلخيد با شاه ناحية كارتلي متحد شد و تلاش براي ايجاد دولتي مستقل در آن سرزمين آغاز گرديد. اواخر سدة ٢‌ق‌م كلخيد تابعيت دولت پونت (پونتوس) را پذيرفت (همو، ٨/٢٢٧٤). سدة نخست ق‌م روميان بر اين سرزمين تسلط يافتند. طي‌ّ سده‌هاي اول و دوم م دولت كلخيد منقرض شد و در مصب رود چوروخ دولت جديد لاز تأسيس گرديد و به تدريج كلخيد را تابع خود نمود (دائره‌المعارف بزرگ شوروي، چ ٣، ١٢/٤٢٧). بنابر نوشتة مورخان عهد باستان در سدة ٢م قوم لاز مصب رود چوروخ و نواحي اطراف آن را در اختيار داشت. فرمانروايان لاز در سدة ٤م اهالي شمال كلخيد را تابع خود كردند. مراكز عمدة اين دولت عبارت بودند از آرخئوپوليس ، رودوپوليس و واشناري . از سدة ٦م اراضي لازيكا، كه كلخيد را نيز در بر مي‌گرفت، ‌صحنة پيكار ميان ٢ دولت بزرگ ايران و روم شرقي شد (همان،‌١٤/١١٦).
در مذاكرات صلح قباد (كواذ) اول پادشاه ساساني و ژوستن (يوستينوس) امپراتور روم شرقي مقرر شد سرزمين لازيكا، يا لازيكه به ايران واگذار گردد (كريستن سن، ٣٧٩). لازيكا بعدها لازستان نيز ناميده شد. در نيمة نخست سدة ٦م پيران گشنسپ، از دودمان پارتي مهران، فرماندهي سپاه ايبري (گرجستان) و آلبانيا (اران) را برعهده داشت. وي در حدود ٥٣٨ ـ٥٣٩م به قتل رسيد. برادر او مهران در اين زمان در لازيكا فرمانروايي داشت (نولدكه، ٦٨١). از سدة ٧م سرزمين آجارستان مورد هجوم شاخه‌اي از ايبريان (گرجيان) قرار گرفت كه آنان را كارتاولي مي‌نامند (ترك آنسيكلوپديسي). با فتوحات مسلمين در سدة ١ق/٧م اين سرزمين تابع خلافت شد. سدة ٣ق/٩م لازيكا به تابعيت شاهزاده‌نشين تادوكلارجتي درآمد و از سدة ٤ق/١٠م بخشي از قلمرو ايبري (گرجستان) شد. سده‌هاي ٥ ـ٧ق/١١ـ١٣م سپاهيان سلجوقي و سپس مغولان بر اين سرزمين حمله بردند. در نيمة دوم سدة ١٠ق/١٦م سرزمين كنوني جمهوري خودمختار آجارستان به تصرف دولت عثماني درآمد و اين دولت تا ١٨٧٨م بر اين ناحيه راند (دائره‌المعارف بزرگ شوروي، چ ٢، ١/٤٠٦، چ ٣، ١/٢٢٦). بنابر نوشتة مورخين و مطلعين، طي نيمه دوم سدة ١٠ق/١٦م در اراضي آجارستان نه تنها گرجيان مسلمان، بلكه مسيحيان نيز سكني داشتند (همان، چ ٢، ٤٠٠). جنگهاي ٢ دولت عثماني و روسيه در ١٨٧٧ـ ١٨٧٨م سبب شد كه شهرهاي باطوم، قارص و اردهان تحت تسلط دولت امپراتوري روسيه قرار گيرد. در ١٨٧٨م طبق تصميم كنگرة برلين، آجارستان به گرجستان پيوست. در ١٥ آوريل ١٩١٨م تركان شهرهاي باطوم، آخالتسيخا ، اردهان و بخشي از ناحيه گوريو را متصرف شدند. از دسامبر ١٩١٨م تا ژوئية ١٩٢٠م بندر باطوم در اشغال سپاهيان انگليس بود. در ١٨ مارس ١٩٢١م بلشويكها در سرزمين آجارستان مستقر شدند و در ١٦ ژوئية همان سال جمهوري خودمختار آجارستان تأسيس و بخشي از جمهوري شوروي گرجستان شد (همان، ١/٤٤٠، ٤٠١). در ١٩٩٢م جمهوري فدراتيو قفقاز تأسيس يافت و آجارستان به همراه گرجستان به صورت بخشي از اين جمهوري درآمد، ولي مدتي بعد فدراسيون قفقاز منحل شد و جمهوري خودمختار آجارستان صورت پيشين را بازيافت، آجارها در دوران سلطة امپراتوري عثماني اسلام آوردند و به سبب نفوذ و گسترش اسلام در آجارستان، روسها اين سرزمين را گرجستان اسلامي ناميدند (ريكمر، ٤٦٥)، ولي آيين مسيح نيز همچنان در اين منطقه رواج داشت. همچنين آجارها ويژگيهاي قومي خود را از دست ندادند و مستحيل نشدند.
جمعيت و زبان: آجارها كه در زبان محلي گرجي آنها را آجارلي گرجياني مي‌نامند از ٢ شاخة مينگرلي و كارتلي هستند كه در جمهوري خودمختار آجارستان سكني دارند. از ٠٠٠،٣٤٣ نفر جمعيت آجارستان (آمار ١٩٧٦م) ٠٠٠،٢٣٧ گرجي، ٠٠٠،٣٦ روسي، ٠٠٠،١٦ ارمني، ٢٠٠،٧ اوكراييني، ٩٠٠،٦ نفر يوناني و بقيه از ديگر اقوام از جمله، يهودي، كرد و ابخازي هستند (آمار ١٩٧٠م). تا اول ژانوية ١٩٧٦ تراكم جمعيت آجارستان در هر كم‌ ٢، ٣/١١٤ گزارش شده است. ٠٠٠،١٣٠ نفر از ساكنان اين جمهوري در مركز آن، شهر باطوم، زندگي مي‌كنند (آكينر، ٢٤٤) كه گرجيان آن را «باتومي» مي‌نامند، اكثر اهالي در مناطق كرانة درياي سياه سكني دارند. تراكم جمعيت در اين نواحي بيش از ٢٠٠ نفر در هر كم‌ ٢ است. از ديگر مناطق پرجمعيت آجارستان، دشتهاي اطراف رود آجاريستسكالي است كه تراكم جمعيت آن از ١٥٠ نفر در هر كم‌ ٢ تجاوز مي‌كند. حدود ٥٠% اهالي آجارستان در شهرها سكني دارند (دائره‌المعارف بزرگ شوروي، چ ٣، ١/٢٢٤، ٢٤(٢)/٥٢٥، چ ٢، ١/٣٩٩، ٤٠٠)، شمارة اجارهاي مسلمان جمهوري خودمختار آجارستان را ٠٠٠،٧٤ نفر نوشته‌اند. كردان مسلمان كوچ‌نشين ساكن اين جمهوري نيز ٠٠٠،٣ نفرند (ترك آنسيكلوپديسي). آجارها از اختلاط بوميان آن سرزمين با يونانيان و روميان (مردم بيزانس) پديد آمده‌اند. هجوم قوم كارتاولي به آجارستان در سدة ٧م، زبان و فرهنگ مردم بومي اين سرزمين را عميقاً تحت‌تأثير قرار داد. ٠٠٠،٧٠ تن آجار ساكن باطوم و كوتائيسي به زبان كارتاولي كه يكي از زبانهاي جنوب قفقاز است و نيز به لهجة گوري كه يكي از لهجه‌هاي ساحلي گرجستان است سخن مي‌گويند. شاخه‌هاي نزديك اين زبان در شمال، مينگرلي و در جنوب تساني يا لازي است. آجارهاي مسلمان ساكن نواحيِ هم‌مرزِ تركيه زبان تركي نيز مي‌دانند (ترك آنسيكلوپديسي).
مركز جمهوري خودمختار آجارستان شهر باطوم (باتومي) است. دومين شهر آجارستان كوبولتي است كه طبق آمار ١٩٧٠م جمعيت آن را ٠٠٠،١٨ نفر نوشته‌اند (دائره‌المعارف بزرگ شوروي، چ ٣، ١٢/٣٥٤). محصولات عمدة كشاورزي آجارستان، چاي، مركبات، گردو، فندق، انگور، اُكاليپتوس، برنج، ذرت و ارزن است. در سالهاي اخير پيشرفتهايي در صنايع آن جمهوري پديد آمده و كارخانه‌هاي چوب‌بري، فلزكاري و شيميايي در آجارستان احداث شده است.
مآخذ: بريتانيكا؛ پيرنيا، حسن، ايران باستان، تهران، ابن‌سينا، ١٣٤٢ـ١٣٤٤ش؛ پيوتروفسكي، ب. ب.، اورارتو، ترجمة عنايت‌الله رضا، تهران، بنياد فرهنگ ايران، ١٣٤٨ش؛ ترك آنسيكلوپديسي؛ دائره‌المعارف بزرگ شوروي (روسي)؛ دياكونوف، ا م، تاريخ ماد، ترجمة كريم كشاورز، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ١٣٤٥ش؛ كريستن سن، آرتور، ايران در زمان ساسانيان، ترجمة غلامرضا رشيد ياسمي، تهران، ابن سينا، ١٣٤٥ش؛ نولدكه، تئودور، تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان، ترجمة عباس زرياب، تهران، انجمن آثار ملي، ١٣٥٨ش؛ نيز:
Akiner, Shirin, Islamic peoples of the Soviet union, London, ١٩٨٦; Arutiunian, N. V., Biaynili, Erevan, izdatelstvo Akademii Nauk Armianskoy SSr, ١٩٧٠; Piotrovskii B. B., Vanskoe tsarstvo, Moskva, izdatelstvo Vostochnoy literaturi, ١٩٥٩; Rickmer, V., Ricmers, «Lazistan and Ajaristan», The Geographical Journal, London, ١٩٣٤, LXXXIV, No, ٦.
عنايت‌الله رضا