دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٤٢
| آصف خان، ميرزا جعفر جلد: ١ شماره مقاله:٢٤٢ |
آصِفْخان، میرزاجعفربنبدیعالزّمانبنآقاملای (دولت دار) قزوینی، ملقب به
قوامالدین، و سپس به آصفخان (٩٥٨-١٠٢١ق/١٥٥١-١٦١٢م)، شاعر پارسی گویهند، مورخ، و
از امیران دربار بابُریان در عهد اکبرشاه و جهانگیر. جد آصفخان از منشیان دربار
صفوی و پدرش میرزابدیعالزمان در زمان شاهطهماسب صفوی، حاکم و به اصطلاح آن زمان،
وزیرِ کاشان بود، و میرزاجعفر در آغاز عمر به همراهی جد و پدر خود به دربار آمد و
شد میکرد. وی در این هنگام با شاعران و ادیبان مصاحبت داشت و میرحیدر معمایی، شاعر
معروف آن روزگار، از دوستان و نزدیکان او بود (اسکندربیک، ١/١٨٢). میرزاجعفر در
جوانی از ایران به هند رفت (٩٨٥ق/١٥٧٤م) و به وسیلة عم خود میرزاغیاثالدین
علیآصفخان، که از امیران دربار اکبرشاه (٩٣٦-١٠١٤ق/١٥٥٦-١٦٠٥م) بود، به دربار راه
یافت و به منصب دویستی (از مناصب درباری بابُریان = فرمانده دویست نفر) منصوب شد.
ولی چون این مقام را دون شأن خود میدانست، آن را رها کرد و از دربار کناره گرفت.
پس از چندی به فرمان اکبرشاه به بنگاله فرستاده شد، ولی به سبب آشفتگی اوضاع در
آنجا، به فَتحْپورسیکْری بازگشت و ملازم دربار شاهی شد. پس از وفات عمویش
(٩٨٩ق/١٥٨١م)، به مقام میربخشی (از مناصب درباری بابریان = وزیر خزانة دربار) و
منصب دوهزاری منصوب شد، و لقب «آصفخان» گرفت. در دوران سلطنت اکبرشاه چندبار در
مأموریتهای نظامی لیاقت و کاردانی بسیار نشان داد، و نخست حکومت کشمیر به او داده
شد (١٠٠٦-١٠٠٨ق/١٥٩٧-١٥٩٩م)، سپس به مقام «دیوان کل» یعنی وزارت رسید، و پس از آنکه
جهانگیر، بِهار والله آباد را رها کرد (١٠١٣ق/١٦٠٤م) حکومت بِهار بر عهدة او قرار
گرفت. ابوالفضل علّامی در آیین اکبری (دفتر ٢، آیین ٣٠) نام او را در شمار پیروان
دین الهی اکبرشاه ذکر میکند. در دوران سلطنت جهانگیر (١٠١٤-١٠٣٧ق/١٦٠٦-١٦٢٧م) به
دربار احضار شد و اتابیکی (اتالیق) شاهزاده پرویز شاهزاده پرویز به او محول گردید.
در ١٠١٥ق/١٦٠٦م به منصب پنج هزاری منصوب شد، و قلمدان مرصّع که علامت وزارت بود،
گرفت. در ١٠١٨ق/١٦٠٩م برای رفع اغتشاش دکن، همراه شاهزاده پرویز به عنوان اتالیق او
عازم آن ناحیه شد، ولی به سبب عشرت طلبی شاهزاده و اختلافات امرا کاری از پیش نرفت.
سرانجام وی در ١٠٢١ق/١٦١٢م در ٦٣ سالگی در بُرهانپور وفات یافت (جهانگیر، ١٢٧؛
صمصامالدوله، ١/١٠٧-١٠٨؛ گوپاموی، ١٥٥). وی مردی کاردان و تیزفهم بود، و جهانگیر
که از دوران شاهزادگی خود از او رنجشهایی در دل داشت، دربارة او میگوید: «فهم و
استعدادش به غایت خوب بود، غایتاً خست و سبکی بر طبعش غالب بود» (جهانگیر، ١٢٧).
علاوه بر جهانگیر، اسکندربیک در تاریخ عالم آرای عباسی (١/١٢٨) و تقیالدین اوحدی
در تذکرة عرفاتالعاشقین (نکـ ملاعبدالنبی، حاشیة ٦١-٦٢) به این نکته اشاره
کردهاند. آصفخان در شعر «جعفر» و «جعفری» تخلص میرد و مجموعة اشعار او نزدیک به
٠٠٠‘٣ بیت از غزل و قصیده و مثنوی بوده است (ملاعبدالنبی، ١٦٠). نمونههایی از
غزلیات او در تذکرهها و کتابهای تاریخی آن زمان دیده میشود (نصرآبادی، ٥٣-٥٥؛ آذر
بیگدلی، ٣/١١٥٦-١١٥٧؛ علامی، دفتر ٢، آیین ٣٠). قصایدی در مدح نبیّ اکرم(ص) و
علیبنابی طالب(ع) از او در تذکرهها ثبت است، و نیز مدایحی در ستایش اکبرشاه و
جهامگیر دارد (ریو، ٢٠٠-٢٠١). غزلیات و غالباً رنگ عاشقانه دارد، و به شیوة معروف
به سبک هندی نزدیک است، ولی در مثنوی خسرو و شیرین از لحاظ مضمون سازی و طرح ریزی
از طرز سخن نظامی گنجوی پیروی کرده، و به گفتة نصرآبادی «بعد از شیخنظامی خسرو و
شیرین را کسی به از او نگفته» (ص ٥٣). از توصیف نسخههای این منظومه در فهرستها
(ریو، ٢٠٠-٢٠١؛ اِته، شمـ ١٠٦٨) چنین برمیآید که وی نخست پیش از ٩٩٥ق/١٥٨٧م آن را
به نام فرهاد و شیرین نظم کرده بود، و و سپس در اواخر عمر دوباره بدان پرداخته و آن
را به صورتی کاملتر و با تجدیدنظر کلّی به نام خسرو و شیرین به پایان رسانیده و به
جهانگیر تقدیم کرده است. نام دیگر این منظومه نورنامه است (جهانگیر ١٢٧؛
ملّاعبدالنبی، ١٦٠) و از آن نسخههای متعدّد باقی است، که از آن میان نسخة کتابخانة
بودلین که برای جهانگیر تحریر شده (اِته، شمـ ١٠٦٨) از لحاظ قدمت و صحّت ممتاز است
٠منزوی، ٤/٢٧٨٥). از کارهای دیگر او مشارکت در تألیف تاریخ اَلفی است. تألیف این
تاریخ در ٩٩٣ق/١٥٨٥م به فرمان اکبرشاه و به مناسبت فرا رسیدن پایان هزارة اول هجری
آغاز گردید، و نخست ملّااحمد تَتوی، نقیبخان و عبدالقادر بدائونی مأمور تصنیف و
تنظیم آن بودند، و پس از مرگ ملّااحمد تتوی در ٩٩٦ق/١٥٨٨م (شوشتری، ٥٩٠-٥٩٢)، ادامة
کار به عهدة اصفخان قرار گرفت و وقایع را تا ٩٩٧ق/١٥٨٩م او نوشت. سپس در ٢ جلد اول
کتاب، عبدالقادر یدائون تجدیدنظر نهایی کرد، و جلد سوم را آصفخان تکمیل کرد
(بدائونی، ٢/٣١٨؛ علامی، دفتر اول، آیین ٣٤؛ ریو I/١١٧/١١٩؛ ایوانف، شمـ ٤).
آصفخانی معروف بوده، و میرزاامیربیگ بَنارسی، متخلص به «امیر» در تذکرة
حدائقالشعراء خود که میان سالهای ١٢١١ و ١٢٦٢ق/١٧٩٦ و ١٨٤٦م به تصنیف آن مشغول
بوده، آن را زیر نظر داشته است (ایوانف، شمـ ٧٠٢).
نوادة او، میرزاجعفربنمیرزازینالعابدین (د ١٠٩٤ق/١٦٨٣م) از شاعران عهد شاهجهان
بود و چون نیای خود نجعفر» تخلص میکرد (صمصامالدوله، ١/١١٣-١١٤)؛ و نبیرهاش
میرزاایزدبخش، متخلّص به «رسا» نیز از شاعران و دانشمندان دوران اورنگ زیب بود
(خوشگو، ٣/٤٥).
مآخذ: آذربیگدلی، لطف علیبیگ، آشکده، به کوشش حسن سادات ناصری، تهران، امیرکبیر،
١٣٣٧-١٣٤١ش، جمـ ؛ اسکندربیگ، تاریخ عالم آرای عباسی، تهران، امیرکبیر، ١٣٥٠ش؛
بدائونی، عبدالقادر، منتخبالتواریخ، به کوشش ویلیام ناسولیس و مولوی آغااحمد علی،
کلکته، ١٨٦٥-١٨٦٩م؛ جهانگیر گورکانی، نورالدین محمد، جهانگیرنامه (تزوک جهانگیری)،
به کوشش محمدهاشم، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ١٣٥٩ش؛ خوشگو، بندربنداس، سفینة
خوشگو، به کوشش عطاءالرحمن کاکوی، پتنه، ١٩٥٩م؛ شوشتری، قاضی نورالله،
مجالسالمؤمنین، تهران، ١٣٧٥ق؛ صمصامالدوله، میرعبدالرزاق شهنوازخان، ماثرالامراء،
کلکته، انجمن آسیایی بنگال، ١٨٨٨-١٨٩١م؛ علّامی، ابوالفضل، آیین اکبری، ١٨٧٧-١٨٨٦؛
گوپاموی، محمد قدرتالله، نتایجالافکار، به کوشش اردشیر خاضع، بمبئی، ١٣٣٦ش؛
ملاعبدالنبی فخرالزمانی قزوینی، تذکرة میخانه، به کوشش احمد گلچین معانی، تهران،
اقبال، ١٣٦٢ش؛ منزوی احمد، فهرست خطی، ٤/٢٧٨٥؛ نصرآبادی، میرزاطاهر، تذکرة
نصرآبادی، به کوشش وحید دستگردی، تهران، ١٣١٧ش؛ نیز:
Ethe, H., and E. Sachau, Catalogue of the Persian Manuscripts in the Bodleian
Library, Oxford, ١٨٨٩; Ivanow, W., Concise Descriptive Catalogue of the Persian
Manuscripts in the Asiatic Society of Bengal, Calcutta, ١٩٢٤, ١٩٢٦; Rieuch.,
Catalogue of the Persian Manuscripts in the British Museum, Vol, I, London,
١٨٧٩; Id., Supplement to the Catalogue of the Persian Manuscripts in the British
Museum, London, ١٨٩٥.
فتحالله مجتبایی