الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٩٧ - احتجاج رسول خدا صلَّى الله عليه و آله با يهوديان در جواز نسخ شرايع و غير آن
پس از اين سخنان ندايى سهمگين از كوه برآمد كه : اى دشمنان خدا ! شما با همين عقيده بود كه معجزات حضرت موسى عليه السّلام را نيز پوچ و باطل نموديد ، مگر شما نبوديد كه به موسى گفتيد : تبديل عصا به اژدها ، و شكافته شدن دريا و باز شدن راهها در آن ، و وقوف كوه بالاى سرمان همچون سايبان ، همهء اين معجزات ناشئ از خوش اقبالى توست و آنچه ديديم ما را فريب نمىدهد ! ! سپس بواسطهء اين گفتار كوه و صخرهها آنان را به كام گرفته و اين گونه به حجّت پروردگار جهانيان ملزمشان ساختند .
٢٨ - و از معمّر بن راشد نقل است كه گفت : از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود :
يك روز فردى يهودى بخدمت رسول خدا صلَّى الله عليه و آله رسيده و در مقابل آن حضرت ايستاده و به او خيره شد .
رسول خدا صلَّى الله عليه و آله به او فرمود : چه مىخواهى ؟ گفت : آيا تو افضلى يا موسى ؛ كه خداوند با او صحبت كرد و كتاب مقدّس تورات و عصا ، و معجزاتى چون شكافته شدن دريا و سايبان ابر بر او نازل فرمود ؟ ! فرمود : براى آدمى تعريف از خود قبيح و ناپسند است ، ولى ناگزير مىگويم : وقتى آن خطا از حضرت آدم سرزد با اين جملات به سوى خداوند توبه نمود : « خداوندا به حقّ محمّد و آلش به درگاهت التماس مىكنم كه مرا ببخشى ! » ، خداوند نيز از خطايش درگذشت .