الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣١ - قسمتى از فرمايشات پيامبر صلَّى الله عليه و آله پيرامون جدال و احتجاج و مناظره با مخالفان اسلام
فرمود : پس با اين اعتراف ، به حادث بودن آنچه كه از شب و روز تقدّم و سبقت مىگيرد بدون مشاهده حكم نموديد . پس منكر قدرت خداوند مشويد .
سپس فرمود : به عقيدهء شما آيا شب و روز ابتدا و پايانى دارد ؟ يا ازلى و غير متناهى است ؟ . در صورت نخست عقيدهء ما مبنى بر حدوث ثابت مىشود . و در صورت دوم ، چگونه ممكن است چيزى كه پايان دارد از جهت آغاز نامتناهى باشد ؟ .
گفتند : درست است .
فرمود : شما كه به قديم بودن عالم معتقديد و منكر حدوث آن مىباشيد ، آيا پيرامون آن تحقيق و تأمّلى كردهايد ؟ گفتند : آرى . فرمود : آيا نمىبينيد كه تمام اشياء و موجودات جهان به هم محتاج و مرتبط ، و در وجود و بقاء به يك ديگر نيازمندند ؟ مگر نمىبينيد در برقرارى يك عمارت لازمست تمام اجزاء - از خاك و سنگ و آجر و آب و غيره - دست بدست هم دهند تا ساختمانى برقرار گردد ؟ و همين طور است ساير اشياء جهان .
پس چنانچه اين احتياج و ارتباط در تمام موجودات جهان حاكم است ، چگونه مىتوانيم آنها را قديم و ثابت بدانيم ؟ و معنى حادث چه مىشود ، و آيا اينها كه مىگوئيد قديمند ؟ اگر حادث بودند چه ميشد ؟